اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٧٥ - سنجش آرا و افكار عمومى
- آيا در اين جنگ همراه لشكريان ما بودى؟
- نه متأسفانه، دوست داشتم شركت كنم، ولى بهدليل بيمارى موفق نشدم.
- «لَيْسَ عَلَى الضُّعَفٰآءِ وَ لاٰ عَلَى الْمَرْضىٰ. . . مِنْ سَبيٖلٍ وَاللّٰهُ غَفُورٌ رَّحيٖمٌ» [١]نظر عمومى مردم دربارۀ نبرد ما و اهل شام چيست؟
- يك عده خوشحالند (از اين صلح تحميلى و خدعههاى اِعمال شده) و اينها نادانان (و ناآگاهان از مسائل سياسى) جامعهاند و گروهى از آنان نگران و ناراحتند و آنان نيكانديشان جامعه هستند.
آن حضرت براى او دعا كرد و آمادۀ حركت شد. هنوز چندان دور نشده بودند كه شخصى به نام عبداللّهبن وديعه انصارى با حضرت برخورد كرد. امام به او نزديك شده و پرسيد:
- مردم در مورد اين كارزار ما چه مىگويند؟
- يك عدّه خوشحالند و يك عدّه ناراحت ومردم همانگونه كه خداوند متعال مىفرمايد، همواره مختلفند.
- افراد صاحب نفوذ چه نظرى دارند؟
- مىگويند: [حضرت] على [ع] يك گروه عظيمى از ياران را داشت كه متفرق ساخت و دژى محكم در اختيار او بود كه آن را ويران كرد. پس تا چه زمانى مىتوان آنچه را ويران نموده، بنا كرد و آنچه را او پراكنده، جمع نمود؟ اگر با همان گروه كه در قيد اطاعت او بود، مىجنگيد و آنان را كه مخالفت كرده بودند، رها مىكرد و مىكشت يا كشته مىشد، صحيحتر از اين شرايط بود! !
[١]