اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٠٠ - انواع رازها
شرب خمر از قرار گرفتن در دايره ضرورت و تقيّه استثنا شدهاند. [١]يعنى تقيّه نمىتواند توجيه كنندۀ ارتكاب آنها باشد.
جايگاه تقيّه در بين دستورات اسلامى در روايات بدين گونه تعيين شده است كه امام صادق (ع) فرمود:
نُه دهم [ حفظِ ] دين در تقيّه است و آن كس كه تقيّه نمىكند، دين ندارد. [٢]
امير مؤمنان (ع) ضمن توصيۀ يكى از ياران خود به رعايت تقيّه و پنهان داشتن اعتقاد خويش مىفرمايد:
بپرهيز و بگريز از فرو گذاشتن تقيّهاى كه بر آن مأمور شدهاى، زيرا تو [ با ترك تقيّه ] در ريختن خون خود و برادرانت سهيم گشتهاى. [٣]
گذشته از تقيّه، گاهى انتقال راز در مفهوم سخنچينى داخل مىشود و گاهى شكل بدگويى به خود مىگيرد. گاهى راز مربوط به خود انسان است كه بايد آن را حفظ كند و گاه مربوط به ديگران است كه نبايد آن را افشا نمايد. گاه در افشاى آن احتمال ايجاد بدبينى داده مىشود و زمانى افشاى آن موجب قطع ارتباط بين فرد و ديگران مىشود و در مواردى به قتل و درگيرى عمومى منتهى مىگردد. طبيعى است كه براساس اهميّت تبعات افشاى راز، عقوبت و زشتى آن بيشتر و الزام بر حفظ آن جدّىتر مىشود.
[١]
[٢] . «تسعة اعشار الدين التقيّه، لا دين لمن لا تقية له» (المحاسن، ص ٢٥٩، دارالكتب الاسلاميه)
[٣] . «وايّاك انتترك التقيّه التى امرتك، فإنّك شائط بدمك ودماء اخوانك» (بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٤١٨.)