اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٣٠ - تجسّس
آرى، مصلحت جامعه اقتضا دارد كه افراد در نظام اسلامى، همچون پيامبر اسلام (ص) «اُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ» [١]باشند، ولى اين امر از نادانى و سادگى جداست. مؤمن با آنكه از زيركى، فهم و تيزبينى بالايى برخوردار است و احتياطها و تدابير ويژۀ هر پديدۀ پيشبينى شده را به كار مىبرد، امّا سعه صدر او را به ابراز خوش گمانى و ترتيب آثار ظاهرى و بدون ضرر آن مىكشاند.
تجسّس
با آنكه بشر جست و جوگر، پرسشگر و نقّاد آفريده شده است، و اين ويژگى ستون اصلى شخصيتِ فرهنگى او را تشكيل مىدهد و ابزارى است در جهت تكامل فرد و جامعه، امّا اين خوى مثبت، در محدودۀ خاصّى بارِ منفى مىيابد و بايد محدود گردد و آن در جايى است كه اين ابزار نه در جهت رسيدن به تكامل، بلكه به منظور تخريب بناى شخصيّت افراد يا تهديد سلامت فضاى جامعه مورد استفاده قرار گيرد. به طور معمول واژۀ «تجسّس» براى كاوشهاى منفى يا بيهوده به كار مىرود و براى جست و جوهاى كارآمد و سازنده از واژههاى «تحسّس، تفحّص، تحقيق، سؤال، تتبّع، بحث و. . .» استفاده مىشود.
قرآن كريم در سورهاى كه بناى آن بر ارائه يك سلسله دستورات اخلاقى-اجتماعى است، در جملهاى كوتاه مىفرمايد: «و لا تَجَسَّسُوا» [٢]و
[١]
[٢]