اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٥٨ - ٧ بازپرسى و بازجويى
د-تهديد براى دست يافتن به اطّلاعات
گاه بازداشت نمىتواند قفل زبانِ انكار مجرم را بگشايد و نيازمند به اِعمال روش ديگرى براى رهيافتن به اطّلاعات مكتوم و گريز از انكار متهم هستيم. در چنين مواردى نيز با رعايت شرايط و نكات خاصّ مىتوان انكار كننده را وادار ساخت كه اطّلاعات خود را ارائه كند.
در جريان «افك» كه به ناروا شايعۀ دروغين ارتباط يكى از زنان پيامبر اكرم (ص) با مرد اجنبى دامن زده مىشد، پيامبر اكرم (ص) به حضرت على (ع) دستور داد كه عمق اين ماجرا را رهيابى كند. آن حضرت چوبهايى از درخت خرما بريد و در اتاقى خلوت، يكى از زنان متهم به شايعهپراكنى را مورد بازجويى قرار داد و با ترساندن و تهديد او را وادار كرد كه اطلاعات خود را بيان كرده و به جرم خود اقرار كند. [١]
در يكى ديگر از بازجوييهاى حضرت امير (ع) چنين مىخوانيم:
دو نفر با هم به خدمت آن حضرت شرفياب شدند كه هر يك ادعامىكرد ديگرى بندۀ اوست و از بندگى سرباز زده و ادعاى مولويّت دارد. امام ابتدا آنان را موعظه كرد و به آنان مهلت داد تا يك شب فكر كنند و فرداى آن شب به آنچه واقع و حقيقت است، اعتراف كنند، ولى صبح فردا همان قسم و انكار و ادعا و تكذيب توسط هر يك از طرفين تكرار شد. به ناچار آن حضرت از يك روش تهديدگونه بهره جست و دستور داد تا قنبر دو سوراخ در ديوار ايجاد كرد. سپس به متهمين فرمود: سر در شكاف ديوار كنند و به دنبال آن، حضرت، خود فرياد برآورد: قنبر، شمشير پيامبر را
[١] . الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ١٩٧؛ سيرۀ ابن هشام، ج ٣، ص ٣١٣؛ الجمل، ص ٨١؛ سيره حلبيه، ج ٢، ص ٢٩٨.