اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٥٧ - ٧ بازپرسى و بازجويى
دادگاه مأمور شد كه اعترافات هر يك را ثبت كند و به متهمين دستور داد تا پاسخ سؤالات را آهسته بگويند. چند سؤال از اوّلين متهم در مورد روز آغاز سفر، همراهان، مرض، كفن و غسل و ساير موارد جزئى صورت گرفت و سپس حضرت و منشى و ساير نزديكان با اشارۀ امام فرياد تكبير برآوردند و اين متهم را به بازداشتگاه بردند و از متهم بعدى سؤالات مشابهى پرسيده شد كه پاسخهايى غير از آنچه اوّلى گفته بود، ارائه كرد؛ سپس بازجويى نفر سوم نيز با همين صورت ادامه يافت. چهارمين نفر در اضطراب و ترس شديد به واقع ماجرا اعتراف كرد كه مقتول توسط آنان به طمع مالش كشته شده و مالش بين افراد تقسيم گشته است و در فلان جا دفن شده است. نفر بعدى نيز اعترافات او را تأييد كرد و سه نفر اوّل نيز در مرحلۀ دوم بازجويى اعتراف كردند وماجرا كشف شد و بدينسان نقش بازجويى در جمعآورى اطّلاعات در تاريخ ثبت گرديد. [١]
ج-بازداشت افراد در مسير جمعآورى اطّلاعات
در صورتى كه بازپرسى از متهم و وادار نمودن او به اعتراف، به بازداشت موقّت او يا متهمان ديگر بستگى داشتهباشد، دراسلام به حاكم اجازه داده شده تا راه وصول به اين اطّلاعات را از طريقِ محبوسنمودن آنان طىكند.
در يك قطعۀ تاريخى چنين مىخوانيم:
گروهى با هم درگير شدند و بر اثر پرتاب سنگ، يكى از آنان به قتل رسيد. به دنبال اين حادثه و عدم شناسايى قاتل، پيامبر اكرم (ص) دستور داد همه را بازداشت كردند تا قاتل شناسايى گرديد. [٢]
[١] . بحارالانوار، ج ٤٠، ص ٢٦٠.
[٢] . التراتيب الاداريه، ج ١، ص ٢٩٦.