اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٦٠ - ٧ بازپرسى و بازجويى
زن با اضطراب و تشويش دست بهدامن عُمر شد و تقاضاى پناهندگى كرد. امير المؤمنين (ع) فرمود: راست بگو (در امان هستى) و او حقيقت ماجرا و توطئه مدعى و دستيارى ديگران را فاشساخت. امام بر مدعى حدّ قذف را جارى نموده و شهود دروغين را به پرداخت جريمۀ نقدى معادل چهارصد درهم محكوم كرد و مدّعيه را از شوهرش جدا كرده و كنيز را به عقد او درآورد. سپس امام يادآورى كرد كه اين شيوۀ جداسازى شهود از يكديگر و سؤال كردن از جزئيات مسأله، روشى است كه از دانيال پيامبر (ع) به يادگار مانده است. [١]
با استفاده از همين شيوه، حضرت امير (ع) توانست در برابر توطئهاى كه كفّار مكه عليه پيامبر اكرم (ص) ترتيب داده بودند، فائق آيد؛ آنگاه كه كفّار «عمر بن وائل ثقفى» را وادار كردند كه ادعا كند هشتاد مثقال طلا به پيامبر (ص) به وديعه سپرده است، و على (ع) بهعنوان امانتدار پيامبر (ص) بايد اين مقدار را به وى بپردازد و شهودى بر آن اقامه كرد. حضرت امير (ع) با تفريق شهود و پرسش از زمان سپردن وديعه از يكايك آنان توانست كذب آنها را آشكار سازد. [٢]
در جنگ خيبر، پيامبر اكرم (ص) مطّلع شد كه كنانة بن ربيع از محل اختفاى گنجهاى بنى نضير آگاه است، ولى او آگاهى خود را از اين امر تكذيب مىكرد. سپس با اطّلاعات به دست آمده از طريق يكى ديگر از يهوديان، مقدارى از گنج در منزل متهم پيدا شد، امّا او باز هم از دادنِ اطّلاعات خوددارى مىكرد. پيامبر اكرم (ص) او را به زبير بن عوام سپرده تا بر او
[١] . وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ٢٠٢.
[٢] . بحارالانوار، ج ٤٠، ص ٢١٨.