تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٩٠ - توجّه دلها، اقامه نماز، روزى ثمرات
خليل الرحمن و مادر اين پسر هستم كه به امر خدا ما را اينجا منزل داده، آنها از او اجازه خواستند كه نزديك ايشان منزل نمايند و چون روز سوم حضرت ابراهيم عليه السلام به ديدار ايشان آمد، هاجر به او عرض كرد، قبيله جرهم اينجا آمدند و خواهش نمودند كه نزديك ما منزل نمايند آيا اجازه مىفرمايى؟ حضرت فرمود بلى. هاجر به آنها اجازه داد و آمدند نزديك ايشان چادرهايشان را زدند و منزل نمودند و هاجر و اسماعيل با آنها مأنوس شدند و حضرت ابراهيم عليه السلام مرتبه سوم كه آنجا آمد ديد مردم بسيارى اطراف آنها جمع شدهاند خوشحال و مسرور گرديد.»[١]
اسماعيل كمكم بزرگ شده و هر كدام از قبيله جرهم يكى يا دو گوسفند به او دادند تا اسماعيل به حد بلوغ رسيد خداوند به ابراهيم عليه السلام امر فرمود خانه كعبه را بنا كند و جبرئيل را فرستاد و جاى خانه را خط كشى كرد و اسماعيل از كوه ذى طوى سنگ آورد و خانه را ساختند و تا هفت ذرع بالا بردند پس از آن خداوند جاى حجر الاسود را به ابراهيم عليه السلام نشان داد حضرت آنرا استخراج كرد و در مكان فعلى آن قرار داد و دو درب شرقى و غربى براى خانه درست كرد كه درب غربى را مستجار مىنامند و مقدارى شاخه درخت و علف اِذخر روى سقف آن ريخت و هاجر عبائى را كه با خود داشت به درب آن آويخت و زير آن استراحت مىكردند سپس چون ابراهيم از بناى كعبه فارغ شد با اسماعيل حج بجا آورند و با راهنمايى جبرئيل روز هشتم ذى حجه از مكه براى رفتن به عرفات آب برداشتند و بعد از وقوف به عرفات جبرئيل، آن حضرت را به منى برد و وقتى ابراهيم عليه السلام از بناى بيت فارغ شد به خدا عرض كرد:
(رَبِّ اِجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ اُرْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ اَلثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ؛[٢]ابراهيم عليه السلام عرض كرد پروردگارا اين شهر را محل امن و آسايش قرار ده و روزى اهلش را - كه بخدا و روز
[١]- محمدحسين طباطبائى، تفسير الميزان، ج ١، تهران: دارالكتب، ١٣٥٥، ص ٢٩٢
[٢]- بقره / ١٢٦