تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٥١ - نكته آموزنده
مىكردند نه اينكه جلو مىافتادند و شايد اين معنى از جملۀ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ، استفاده شود يعنى عجله به قرائت قرآن قبل از اينكه وحيش بر تو تمام شود نداشته باش زيرا ما خود ضامن جمع و حفظ و قرائت آن هستيم و اين تذكر است به حضرت كه قبل از فراغ جبرئيل از تلاوت و ابلاغِ وحى قرآن را همراه او قرائت مىكرد و تعجيل درتلاوت داشت از ترس اينكه مبادا آيات وحى را فراموش كند.
٢ - احتمال ديگر اين است كه قبل از اينكه معانى و مقاصد قرآن براى تو روشن و واضح شود آنرا براى اصحابت قرائت نكن.
٣ - احتمال سوم از خداوند در خواست نازل شدن قرآن را نداشته باش چون حضرت گاهى منتظر نزول وحى بود و با زبان حال يا زبان قال تقاضاى تعيين تكليف و كشف حقيقت مىنمود در صورتى كه مصلحت در تأخير بود لذا به دنبال اين مطلب به حضرت تعليم فرمود كه بجاى عجله در تقاضاى نزول قرآن و يا عجله در قرائت آن، سؤال از ازدياد علم كن.
نكته آموزنده
از تذكر خداوند به پيامبر اكرم در مورد ترك عجله در قرائت قرآن، استفاده مىشود در كليه كارها بايد اعتماد و توكل به قدرت خداوند داشت و در مشكلات حل مشكل را از او خواست و هيچ دغدغه و اضطرابى به خود راه نداد و مطمئن بود كه خالق هستى قدرت هدايت و حفظ انسان را دارا مىباشد و هميشه هر چند علم و دانش ما زياد باشد اولاً نبايد به اسم و رسم و القاب مغرور باشيم و خوشحال باشيم و يا توقّع داشته باشيم ديگران ما را با عنوانهاى سنگين صدا بزنند و ثانياً هميشه خود را محتاج و نيازمند بدانيم و علم و دانش خود را ناچيز بدانيم و مبتلا به غرور علمى نشويم و متوجه باشيم كه خداوند مىفرمايد: «وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ اَلْعِلْمِ إِلاّ