تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٧ - داورى به حق و عدالت
در پس آئينه طوطى صفتم داشتهاند آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم
بنابراين اينها كلام خداوند است نهايت آنكه در آن شب بر قلب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده تا حضرت تلاوت نمايد و به امت ابلاغ فرمايد نسبت به نِعَم الهى شاكر شوند و به اين كلمات دعا كنند و به اجابت فائز گردند.»[١]
داورى به حق و عدالت
(قالَ رَبِّ اُحْكُمْ بِالْحَقِّ وَ رَبُّنَا اَلرَّحْمنُ اَلْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ؛[٢]پيامبر گفت: پروردگارا! بحق داورى فرما (و اين طغيا نگران را كيفر ده) و پروردگار ما خداوند رحمان است و در باره آنچه مىگوئيد (از نسبتهاى ناروا) از او كمك خواسته مىشود.)
وقتى پيامبر مردم را دعوت به حق نمود و آنان روى گرداندند و كار را بر پيامبر سخت گرفتند و از كار شكنى دست برنداشتند، به تضرع پرداخت و دست به دعا بلند كرد و عرض كرد خدايا بين آنها براساس حق و عدالت داورى كن. البته حكومت و داورى خدا هميشه بر اساس حق مىباشد و نيازى نيست پيامبر بگويد خدايا به حق داورى كن فلذا اهل تفسير گفتهاند اين قيد «بالحق» توضيحى است نه احترازى، يعنى بر اساس حكومت حق، خودت داورى كن و حق را ظاهر بنما و آنرابر باطل غلبه بده.[٣]
مرحوم طبرسى از قتاده نقل مىكند: «پيامبر اكرم وقتى به جنگ حاضر مىشد عرض مىكرد: «رَبِّ اُحْكُمْ بِالْحَقِّ» يعنى بين من و مشركين به چيزى كه حق را با آن آشكار مىكنى فيصله بده.»[٤] روح اين دعا كمال انقطاع و پيوند به پروردگار و
[١]- محمد ثقفى، تفسير روان جاويد، ج ٣، پيشين، ص ٤٧٣
[٢]- انبيا / ١١٢
[٣]- محمدحسين طباطبائى، تفسير الميزان، ج ١٤، پيشين، ص ٣٦٤
[٤]- مجمع البيان ج ٧ ص ٦٨