تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢١٩ - زكريا عليه السلام به آرزوى خود رسيد
است و خودم از فرط پيرى ناتوان شدهام - فرمود پروردگارت اين گونه فرموده (اراده كرده) اين بر من آسان است من قبلاً تو را آفريدم در حاليكه چيزى نبودى.)
زكريا عليه السلام به آرزوى خود رسيد
دعاى زكريا عليه السلام به اجابت رسيد و خطاب از جانب پروردگار عالم توسط فرشتگان آمد كه تو را به وجود پسرى كه خودمان قبلاً نام او را يحيى گذاشتهايم - بشارت مىدهيم. يحيى بدين معنى است كه دلش به محّبت و عبادت و اطاعت خدا زنده است و كسى را تاكنون موسوم به اين اسم ننمودهايم و اين افتخارى است كه خداوند خودش براى او اسم گذارده آن هم اسمى كه دلالت بر فضل و كمال وى مىكند و براى كسى قبلاً سابقه نداشته است.
حضرت زكّريا عليه السلام از شدّت فرح و خوشحالى از اين بشارت شگفت زده شد و چنين چيزى را بعيد مىدانست و عرضه داشت از كجا و كى چنين پسرى براى من بوجود مىآيد با آنكه زنم نازا است و خودم به منتهاى پيرى و ضعف و ناتوانى رسيدهام. فرمود مطلب همين گونه است كه پروردگار تو گفته و اين بر من آسان است. اين مسئله عجيبى نيست كه از پيرمردى همچون تو و همسرى ظاهراً نازا، فرزندى متولد شود. من قبلاً تو را آفريدم در حاليكه هيچ نبودى خدائى كه توانائى دارد از هيچ، همه چيز بيافريند - چه جاى تعجب كه در اين سن و سال و اين شرائط غير عادى فرزندى به تو عنايت كند و نقص رحم زوجه را برطرف فرمايد.
در مجمع البيان از امام باقر عليه السلام نقل نموده «خداوند پنج سال بعد از بشارت، يحيى را به زكّريا عطا فرموده»[١] و اين دلالت دارد كه اسباب و واسطههاى ظاهرى در قدرت خداوند تأثيرى ندارد و خداوند هر وقت كارى را مصلحت بداند انجام مىدهد.
[١]- ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ٦، پيشين، ص ٥٠٥