مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ١٣٧
* تمام اِین مصائب و مشاکل از اِین رخ داده است که عنوان نکاح و ازدواج در مِیان مردم، عنوان مبادله و معاوضه را پِیدا نموده است! امّا اگر بدانند و بفهمند که اِین عنوان غلط است و نکاح ِیعنِی عبادت الهِی و سِیر در مدارج و معارج کمال انسانِی و اِیجاد مثل و خلِیفۀ خداوندِی در روِی زمِین، و زندگِی مشترک براساس محبّت و مودّت و اِیثار و تحمّل مشاق در راه به ثمر رسانِیدن و پرورش و تربِیت اولاد که اعظم از نتاِیج عالم خلقت است؛ دِیگر صد در صد موضوع عوض مِیشود و به دنبال آن، حکم عوض مِیشود. غاِیةالأمر چون در ظاهر به واسطۀ عمل نکاح، تصرّفِی از مرد در زن صورت مِیگِیرد، مرد به عنوان هدِیه چِیزِی نفِیس و ارزشمند به او پِیشکش و تقدِیم مِیدارد. اِین هدِیه همان عنوان مهر است که به صورت طلا ِیا نقره و ِیا کتاب علم و ِیا تعلِیم قرآن و امثالها مِیباشد که باِید نقداً داده شود، و همِین مقدار اگر بر ذمّه در صورت عدم قدرت تعلّق گِیرد نِیز داراِی اعتبار خواهد بود.
و از همه عالِیتر و برتر مَهرالسنّه است که عبارت است از پانصد درهم شرعِی، معادل با سِیصد و پنجاه مثقال شرعِی، و معادل با دوِیست و شصت و دو و نِیم مثقال صِیرفِی از نقره مسکوک؛ مهرِی که معادل با قِیمت زره مولا امِیرالمؤمنِین علِیه السّلام بود و با فروش آن به واسطۀ سلمان فارسِی، رسول اکرم صلِّی الله علِیه و آله و سلّم بدان، پِیوند عقد زواج بضعۀ مطهّرۀ خود، شفِیعۀ روز جزا، سِیّدةالنساء، فاطمة زهرا سلام الله علِیها را استوار نمود، و بر اِین منهج راستِین، مهرِیّۀ بانوان امت خود را سنّت فرمود.
در اِینصورت، زنان اُمّت رسول خدا به پِیروِی از دختر رسول خدا، و مردان امت به پِیروِی از امِیرالمؤمنِین علِیه السّلام، و از بنِیادگذارندۀ آِیِین پاک محمّدِی از سنّت خود رسول اکرم صلِّی الله علِیه و آله و سلّم اگر مهرِیّۀ خود را مهرالسنّه قرار دهند، تمام اِین اشکالات مرتفع خواهد شد.
اِین حقِیر مهرِیّۀ تمام دختران خود را مهرالسنّه نمودهام، و مهرِیّۀ عروسان فرزندان خود را مهرالسنّه کردهام، و تا بهحال از دوستان و آشناِیان و افرادِی که بر اِین منهج اطّلاع ِیافته و مراجعه نمودهاند، صدها نفر مهرِیّههاِیشان مهرالسنّه بوده است؛ و للّه الحمد و له المنّة همه با خِیر و برکت و عافِیت و زندگِیهاِی توأم با مسرّت و شادکامِی و مواهب إلهِیّه بوده است.
نمِیخواهم عرض کنم که حتماً و به طور وجوب و الزام باِید مهرِیّهها را به مهرالسنّه ارجاع داد، بلکه مِیخواهم بگوِیم: با پِیشنهاد به دختران و خاندان عروس در موقع ازدواج، و با بِیان اِین خصوصِیّات و به جهت علوّ گفتار رسول خدا و عظمت اِین سنّت * * سَنِیّه و اُبَّهت اِین روِیّۀ راستِین، خود دختران در انتخاب مهرالسنّه پِیشقدم بودهاند و افتخار خود و اقوام خود را فراهم آوردهاند.
و هر کس از اِین طرِیق و روش مطّلع شده است آن را پسندِیده و تقدِیر نموده است. حتِّی بعضِی از مخدّراتِی که با مهرِیّههاِی سنگِین ازدواج کردهاند طالب شدهاند که شوهرانشان آنان را طلاق دهند و سپس به جهت مبارکِی و مِیمنت اِین مهرِیّه که مهرِیّۀ اوّلزن عالم امکان، سَِیّدة نِساءِ أهل الجَنَّة است، دوباره به نکاح شوهران برگردند! ولِی بنده به آنها گفتهام: طلاق امر محبوبِی نِیست، و براِی اِین منظور مطلوب نِیست؛ شما اِینک آن مهرِیّه را با شوهرانتان به مهرالسنّه مصالحه کنِید، همان ثواب و اجر را خواهِید داشت!