مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٨٢ - حکم ضمانت نسبت به عِین خارجِی
است؛ چون غاصب، زمِینِ مشخّص را غصب کرده است و دزد، اِین فرشِ مشخّص را بُرده است، غصب به عِین خارجِی تعلّق گرفته است. حال اگر شخص دِیگرِی اِین فرش ِیا اِین منزل ِیا اِین ماشِین را ضمانت کند، باطل است؛ چون عِین خارجِی را ضمانت کرده است و ضمانت در عِین خارجِی باطل است.
ِیا مثلاً بِین باِیع و مشترِی معاملهاِی واقع شده است و باِیع، مبِیع را رد کرده است و مشترِی هم ثمن را به باِیع داده است. بعداً معلوم مِیشود که اصلاً اِین معامله فاسد بوده است؛ ِیعنِی معامله واقع نشده است و اِین ثمنِی که الآن در دست باِیع است مال مشترِی است و اِین مبِیعِی که از باِیع به مشترِی رسِیده است، ملک باِیع است و هر دو باِید به ِیکدِیگر برگردانند. در اِین صورت که مالها در دست دِیگرِی است، اگر کسِی بِیاِید ضمانت کند و بگوِید: «اِین معامله فاسد بوده است و الآن اِین ثمن در دست باِیع است، من اِین ثمن را ضمانت مِیکنم.» در اِینجا ضمانت باطل است؛ چون ثمن، عِین خارجِی است.
بله، اگر ثمن، ثمنِ کلِّی باشد اشکالِی ندارد؛ ولِی چون ثمن، ثمن خارجِی است، محلّ اشکال است و ضمان به عِین خارجِی تعلّق نمِیگِیرد.
بله، اگر کسِی متعهّد شود و ضمانت کند که: «در اِین معاملهاِی که واقع مِیشود، اگر مشخّص شد که اِین مبِیع مال غِیر است، من ضامنم.» در اِینجا ضمانت اشکالِی ندارد. مثلاً شخصِی مِیخواهد زمِین ِیا باغِی را بخرد، و مشترِی و فروشنده هر دو حاضرند. فروشنده مِیگوِید: «اِین باغ را به فلان مقدار مِیفروشم.» مشترِی هم ثمنش را در محضرِ معامله به شخص باِیع رد مِیکند، ولِیکن احتمال داده مِیشود که اِین زمِین مال شخص فروشنده نباشد و مال غِیر باشد، و مشترِی در اِینجا متزلزل است