مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣ - عدم مشروطِیّت صحّت ضمان به اذن مضمونٌعنه
اِینکه قرض بدهد، مالِی را بر عهدۀ طرفِ مقابل ندارد؛ بنابراِین ضمان در اِینجا باطل مِیشود.
ِیا اِینکه مِیگوِیِید: «اِین مال را به او بفروش، پولش بر عهدۀ من!» شما بهواسطۀ اِین گفتار متعهّد نمِیشوِید و عقد ضمان در اِینجا متحقّق نمِیشود؛ چونکه هنوز فروخته نشده است تا ثمنش را به شما بدهکار بشود، بلکه مِیگوِیِید: «بفروش!»
اِین مواردِ ضمان ما لم ِیَجِبْ است؛ ِیعنِی ضمانت کردن [در مقابل چِیزِی که هنوز بر ذمّه نِیامده است. اِین ضمان باطل است.
شرط سوّم اِینکه مال مورد ضمانت معِیّن و مشخّص باشد.]
چند مسئله راجع به اِین عقد ذکر شد، چند مسئلۀ دِیگر از همِین معامله را بِیان مِیکنِیم:
برِیءالذّمه شدن مضمونٌعنه پس از انتقال ذمّهاش به ضامن بهواسطۀ عقد ضمان
ِیک مسئله اِینکه: بهمجرّد اِینکه عقد ضمان تحقّق پِیدا کرد، ذمّۀ مضمونٌعنه خارج مِیشود و ذمّۀ ضامن به مضمونٌله تعلّق مِیگِیرد. مثلاً اگر زِید از عمرو ده هزار تومان طلب داشت و شما ضمانت کردِید، و زِید که طلبکار است قبول کرد که شما ضمانت کنِید، بهمجرّد قبول او دِیگر زِید از عمرو طلبکار نِیست، بلکه زِید از شما که ضامن شدهاِید، طلبکار مِیشود. پس بعد از ضمان، اِینطور نِیست که هم آن بدهکار، بدهکار باشد و هم ضامن در صورت رجوعِ طلبکار، متعهّد باشد که بپردازد؛ بلکه بهمجرّد تحقّق عقدِ ضمان، ذمّۀ بدهکار فارغ مِیشود و دِیگر او بدهکار نِیست و فقط ذمۀ ضامن مشغول مِیشود که آنچه را ضامن شده و تعهّد کرده است، به طلبکار بپردازد. اِین ِیک مسئله.
عدم مشروطِیّت صحّت ضمان به اذن مضمونٌعنه
مسئلۀ دِیگر اِینکه: ضمانتِی که شخص ضامن مِیکند، ِیا به اذن و