ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - حكايت آن شب و على
حكايت آن شب و على
كراجكى (ره) در كتاب «كنز الفوائد» از ابوذر نقل مىكند:
روزى در منزل امّ سلمه در خدمت پيغمبر اكرم (ص) نشسته بودم و به فرمايشات او گوش مىدادم كه على بن ابىطالب (ع) وارد شد. چهره پيغمبر (ص) از خوشحالى شكفت و درخشان گرديد، على (ع) را در بر گرفت و پيشانى او را بوسيد. سپس رو به من كرد و فرمود:
اى ابوذر، اين شخص را كه بر ما وارد شد، به حقيقت مىشناسى؟
ابوذر گفت: عرض كردم: اى رسول خدا! او برادر و پسر عمّ شما، هسمر فاطمه (س) و پدر حسن و حسين- دو سرور جوانان بهشت- است.
رسول خدا (ص) فرمود: اى ابوذر؛ اين امامى است فروزنده و درخشان، نيزه بلندْ بالاى پروردگار و درِ بزرگ رحمت او است كه هر كس خدا را اراده كند، بايد از آن در وارد شود.
اى ابوذر، او برپا دارنده عدالت و مدافع حريم الهى و يارى كننده دين خدا و حجّت پروردگار بر آفريدگان است. خداوند همواره در ميان امّتها به سبب او، با خلق خود احتجاج مىكند با آنكه در ميان هر امّتى پيامبرى را برانگيخته است.
اى ابوذر، خداوند بر هر پايهاى از پايههاى عرش خود هفتاد هزار فرشته قرار داده كه تسبيح و عبادت آنها، دعا كردن براى على (ع) و شيعيانش و نفرين كردن بر دشمنان آن حضرت است.
اى ابوذر، اگر على (ع) نبود، حق از باطل و مؤمن از كافر تشخيص داده نمىشد و خدا عبادت نمىگرديد، زيرا او بر سر مشركان زد تا اسلام آورند و خدا را عبادت كنند و اگر او نبود، پاداش و كيفرى نبود، ميان او و خدا پرده و حجابى نيست و او خود حجاب و پرده است.
سپس رسول خدا (ص) اين آيه را تلاوت فرمود: «خدا، شرع و احكامى كه براى شما مسلمانان قرار داد همان