ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - گرايش غربى ها به اسلام
تهديد آخر آيه درباره آنها تحقق بايد كه «خداوند شما را به عذابى دردناك كيفر دهد».[١]
صفوان مىگويد: «استادان ما چنين نقل كردهاند كه در آن روز گروهى از عربها از دين برگشته، مرتد شوند و برخى ديگر دچار ترديد شده، از نصرت و يارى اسلام روىگردان شوند».
از دين برگشتان آناناند كه از روميان حمايت مىكنند و روىگردانانِ از يارى اسلام، همان افراد بىطرفاند و به دست حضرت بعد از پيروزى بر روميان، به عذابى دردناك گرفتار شوند. روايتى از ابن حماد نقل شده كه، اجر شهيدان اين جنگ را معادل پاداش شهداى بدر در كنار پيامبر (ص) مىداند: «پيامبر (ص) فرمود: برترين شهيدان در زير آسمان از آغاز خلقت عبارتند از: هابيل كه به دست قابيل ملعون، ظالمانه كشته شد، پس از او پيامبرانى كه به دست امّتهاى خود شهيد شدند در حالى كه براى هدايت آنها مبعوث شده بودند و سخنشان اين بود كه پروردگار ما خداست و مردم را به سوى او دعوت مىكردند، سپس مؤمن آل فرعون و آنگاه صاحب ياسين و بعد حمزه پسر عبدالمطلب و بعد كشتگان جنگ بدر و بعد كشتگان جنگ احد، آنگاه كشتگان حديبيه و پس از آن كشتههاى جنگ احزاب و سپس كشتگان حُنين و پس از آن كسانى كه بعد از من به دست خوارج طغيانگر و نابكار كشته شوند، بعد از اينها مجاهدان راه خدا ... تا آنكه كارزار بزرگ روم اتّفاق افتد كه كشتگان آن همچون شهداى بدر خواهند بود».[٢]
شايد عبارت كشتگان حديبيه كه در روايت وارد شده اشتباه يا اضافه باشد، زيرا منابع تاريخى وقوع جنگ يا كشتهاى را در حديبيه درج نكردهاند.
ولى در منابع شيعه به نقل از اهل بيت (ع) آمده است كه برترين شهيدان در پيشگاه خدا، ياران سالار شهيدان، امام حسين (ع) و شهيدانى هستند كه در ركاب امام مهدى (ع) به قتل مىرسند.
درباره زمان هجوم اروپاييان به سرزمينهاى اسلامى، بايد گفت كه براساس روايات، مدّت پيمان صلحى كه با غربيان منعقد مىگردد هفت سال است امّا آنان بعد از گذشت دو سال و به نقل برخى روايات سه سال، خيانت نموده، پيمانشكنى مىكنند، چنانكه در روايت ابن حماد به نقل از ارطات آمده است: «پس از كشته شدن سفيانى و به غنيمت درآمدن اموال قبيله كلب، صلحى بين مهدى و فرمانرواى طغيانگر روم برقرار شود؛ به گونهاى كه بازرگانان شما و آنها به كشورهاى يكديگر رفت و آمد كنند. آنها سه سال به ساختن كشتىهاى خود پردازند (نيروى دريايى خود را مجهّز سازند) تا آنكه كشتىهاى روميان در سواحل صور تا عكّا لنگر اندازند و آنجا صحنه كارزار گردد».[٣]
امّا در روايتى كه قبلًا گذشت، خيانت و نقض پيمان آنها را پس از مدّت باردارى زن يعنى بعد از نُه ماه بازگو كرد. والله العالم.
گرايش غربىها به اسلام
شكست فاحش غربىها به دست حضرت مهدى (ع) در فلسطين و شام، تأثير فراوانى بر ملل و آينده آن خواهد گذاشت و بىترديد نفوذ كلام، در دنياى غرب، متعلق به مسيح، مهدى (ع) و موج افكار مردم اروپا كه پشتيبان آن دو بزرگوارند، خواهد بود. موجى كه عهدهدار براندازى حكومتهاى كفر پيشه و برپايى حكومتهايى است كه با دولت حضرت مهدى (ع) رهسپار غرب مىشود و به اتّفاق يارانش شهر بزرگ روم، يا شهرهاى روم را فتح مىكند. برخى از اين روايات مىگويند: او به همراه يارانش با گفتن تكبير آنها را فتح مىنمايند. در روايتى چنين آمده است: «او قسطنطنيه، روم و سرزمين چين را مىگشايد».[٤]
همچنين آمده است: «او رهسپار سرزمين روم شود و به اتّفاق يارانش شهر بزرگ روم را آزاد كند»[٥] و اينكه: «شهرى كه مهدى (ع) در روم فتح مىكند، مركز و كانون سرزمين روم است».[٦]
از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: «آنگاه روميان به دست حضرت اسلام آورند و امام (ع) براى آنان مسجدى بنا كند و مردى از يارانش را جانشين و نماينده خود قرار دهد و بازگردد».[٧]
از عكرمه و سعيد بن جبير در تفسير اين گفته خداوند كه «لهم فى الدّنيا خزى» (يعنى: براى آنان در دنيا خفّت و خوارى است) نقل شده كه گفت: «مراد شهرى در روم است كه آزاد گردد».[٨]
و در روايتى ديگر آمده است: «شهر رومى را با تكبير هفتاد هزار تن از مسلمانان آزاد سازد»[٩]
پىنوشتها:
برگرفته: عصر ظهور، صص ٣١٧- ٣٢٦.
[١]. سوره نساء (٤)، آيه ١٥٩
[٢]. بحارالانوار، ج ١٤، ص ٥٣٠.
[٣]. همان، ج ٥٢، ص ٢٨٣.
[٤]. صحيح بخارى، ج ٢، ص ٢٥٦.
[٥]. نسخه خطى ابن حماد، ص ١٥٩- ١٦٢، به نقل از صحاح اهل سنّت. همين روايت در كتاب بحار نيز آمده است.
[٦]. بحارالانوار، ج ٥، ص ٨٠.
[٧]. نسخه خطى ابن حماد، ص ١٤١.
[٨]. همان، ص ١٢٤.
[٩]. همان، ص ١١٨.
[١٠]. همان، ص ١٣٦.
[١١]. همان، ص ١٢.
[١٢]. همان، ص ١٣١.
[١٣]. همان، ص ١٤٢.
[١٤]. بشارة الاسلام، ص ٢٥٨، به نقل از غيبت طوسى.
[١٥]. الزام الناصب، ج ٢، ص ٢٢٥.
[١٦]. ملاحم و فتن، ص ٦٤.
[١٧]. بشارة الاسلام، ص ٢٥١، به نقل از بحارالانوار.
[١٨]. نسخه خطى ابن حماد، ص ١٣٦.
[١٩]. بشارة الاسلام، ص ٢٩٧، به نقل از فتوحات مكيه ابن عربى.