ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - سفيانى و قرقيسيا در گذر تاريخ
دست سپاه سفيانى رهايى مىدهند».[١]
به نقلى ديگر اين عدّه از اهالى كوفه مىباشند و در ميان آنها عدّهاى از اهل كوفه هستند، كه به سپاه سفيانى تهاجم نموده، اسيران را از دست آنها بيرون مىآورند.[٢]
١٠. شيصبانى: در حديثى از امام باقر (ع) از خروج شيصبانى در آستانه خروج سفيانى در كوفه سخن رفته و با قاطعيّت آمده است كه هرگز سفيانى بدون شيصبانى نخواهد بود. وى در كوفه خروج مىكند و همانند جوشش آب از زمين مىجوشد. وى هواداران زيادى پيدا مىكند و با دوستان اهل بيت (ع) درگير مىشود.[٣]
شيصبان در لغت به مورچه نر، لانه مورچگان، شيطان و پرى گفته مىشود.[٤] در اينجا، رمز يكى از ستمگران است كه با خوى شيطانى خروج كرده، همانند لانه مورچه طرفداران فراوانى به گرد خود جمع مىكند.
افراد و گروههايى كه با سفيانى درگير مىشوند به اين افراد محدود نمىشوند ولى ما به همين تعداد بسنده مىكنيم. در مورد درگيرىهاى او با «يمانى» و ديگر ياران حضرت، به خواست خداوند در گفتوگوهاى بعدى سخن خواهيم گفت.
\* چه افراد يا گروههايى سفيانى را در اين نبرد يارى مىكنند؟
\* در احاديث فراوان از افرادى كه با سفيانى بيعت كرده، با وى همپيمان مىشوند سخن رفته است است در اينجا منحصراً به ده تن از دستياران او اشاره مىكنيم:
١. مؤمّل بن نباته، از بنى زهره با او بيعت مىكند، او را به سرپرستى نيروهاى مسلّح خود برمىگزيند.
٢. همّام بن ورد، مشهور به «برقى» با او بييعت مىكند، او را به رياست نيروى زمينى خود نصب مىكند.
٣. عقيل بن عقال، مشهور به «جرهمى» با وى بيعت مىكند، او را فرماندار جبل مىكند.
٤. زمامدار مصر با او بيعت و او را در سمت خود ابقا مىكند، اهالى مصر اطاعت نمىكنند، لشكرى به مصر گسيل مىكند، نبرد سختى در كنار پل «فرما» رخ مىدهد، مصرىها ٠٠٠/ ٧٠ كشته مىدهند و شكست مىخورند.
٥. مردى از خزاعه با او بيعت مىكند كه او را به ارمنستان مىفرستد.
٦. مردى از بنى عبس با او بيعت مىكند، او را به عسقلان مىفرستد و مرزبانى حدود روميان را به او واگذار مىكند.
٧. مردى از بنى تغلبه با او بيعت مىكند، مرزهاى ارمنستان تا مصيصه (در نواحى انطاكيه) را به او مىسپارد.
٨. مقدام بن هقل، از جهينه با او بيعت مىكند، او را سرپرست نيروهاى پيشاهنگ خود قرار مىدهد.
٩. عبيد بن نباته زهرى را به جانشينى خود برمىگزيند.
١٠. پسرش «عنبسه» را به استاندارى خراسان نصب مىكند و ....[٥]
در نبرد تاريخى قرقيسيا، علاوه بر سپاه سفيانى از نيروهاى ديگرى در احاديث سخن رفته، كه به شمارى از آنها اشاره مىشود:
الف- عبدالله با عبدالله: در فرازى از يك حديث طولانى كه از عمّار ياسر نقل شده، از درگيرى عبدالله با عبدالله سخن رفته و چنين آمده است:
«تركان در حيره فرود آيند و روميان در فلسطين درآيند، پس عبدالله از عبدالله پيشى گيرد و سپاهيانشان در قرقيسيا در كرانه رودخانه با يكديگر درگير شوند و نبرد سختى رخ دهد».[٦]
در احاديث ملاحم از دو تن مدّعى خلافت به نام عبدالله ياد شده، كه همزمان در شام و مصر فرمانشان خوانده شود.[٧]
امام صادق (ع) در حديثى مىفرمايد: «هر كس مرگ عبدالله را براى من تضمين كند، من ظهور قائم (ع) را براى او تضمين مىكنم».[٨]
ب- عباسيان و مروانيان: امام باقر (ع) فرمود: «براى فرزندان عباس نبرد سختى با مروانى در قرقيسيا اتّفاق مىافتد كه جوان نيرومند با مشاهده آن پير مىشود.
خداوند نصرت خود را از آنها برمىدارد، به پرندگان هوا و درندگان صحرا الهام مىكند كه از گوشت ستمگران شكم خود را سير كنند».
آنگاه سفيانى خروج مىكند.[٩]
در حديثى از امام صادق (ع) از درگيرى سه نيروى حسنى، اموى و قيسى سخن رفته كه تحت عنوان: حسنى و آل قيس اشاره كرديم و در احاديث فراوان از درگيرى سه نيروى عظيم ابقع، اصهب و سفيانى گفتوگو شده، كه تحت عنوان ابقع و اصهب سخن گفتيم.
تعداد سپاهيان سفيانى روزى كه در وادى يابس خروج مىكند هفت نفر مىباشد، هنگامى كه به دمشق مىرسد به ٣٦٠ نفر بالغ مىشود، شمار بيعتكنندهها در مدّت يك ماه به ٣٠ نفر مىرسد.[١٠]
\* نبرد قرقيسيا در روايات چگونه به تصوير كشيده شده است؟
\* در احاديث فراوانى از جنگ سختى در آستانه ظهور در منطقه قرقيسيا سخن به ميان آمده است كه در اينجا به تعدادى از آنها اشاره مىكنيم:
امام باقر (ع) به «ميسر» فرمود:[١١] «از محلّ شما تا قرقيسيا چقدر فاصله هست؟» ميسر گفت: نزديك است،