ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - اكسير قوى و خطرناك مسيحيت صهيونيست
شكلها و فرمهاى مختلفى را تجربه كرده است. امّا اخيراً اين جريان به واقعيت جديدى تغيير شكل داده است كه تفسير تحتاللفظى و بنيادگرايانه خود را از كتاب مقدس به همراه گرايشهاى سياسى و جامعهشناسى، به افق ديد آمريكايى متصل مىسازد. به عقيده واگنر، اين گرايشها شامل موارد زير مىشود:
١. رشد «عامل وحشت» در ايالات متحده آمريكا بعد از يازده سپتامبر، كه به وسيله عامل بعدى تقويت مىشود؛
٢. پيشپويىهاى هزاره و «پايان دوران» و عرضه شديد داستانهاى مسيحى مثل مجموعهLeft Behind ؛
٣. رشد جناح راست محافظهكار در فضاى سياسى ايالات متحده آمريكا.
دولت بوش درباره «محور شيطانى» و با فضاى ذهنى خاصّ خود كه مربوط به «جنگهاى صليبى» است سخن مىگفت.
به علاوه، تداوم لحن امپراتورمآبانه نومحافظهكاران، تصور بسيارى از مسيحيانى را كه با تفسير كتاب مقدس از پايان دوران آشنايى داشتند و آن را مىخواندند، اسير خود ساخته است.
واگنر معتقد است، كنار هم قرار دادن اين اجزا، دستورالعمل كاملى براى مسيحيت صهيونيست به وجود مىآورد كه مخاطبان به راحتى آن را دريافت كرده، به كار مىبندند.
اگرچه مبلغان بنيادگرا و مشهور تلويزيون، همچون پت روبرتسون و جرى فالول از حاميان اسرائيل هستند، امّا جديدترين و پرشورترين مبلغ مسيحيت صهيونيست، دكتر جان سى. هاگى مىباشد. هاگى كه بنيانگذار و روحانى كليساى هجدههزار نفرى غير انجيلى در سان آنتونيو تگزاس مىباشد، به كمك مبلّغان كليساى خود، در سراسر دنيا پيروانى را گرد هم آورده است.
بعضى از مفسران، شخصيت كاريزماتيك هاگى را به راش ليمباف تشبيه كردهاند كه اندكى «مهربانتر و آرامتر» است و همان نفوذ سياسى راش را در او مىبينند. يكى از منتقدان دراينباره استعاره جالب زير را به كار برده است: «اگر شخصيتى بدتر از المر گانترى بخواهيد، مىتوان به المر گانترى كه سياست خارجى مخصوص به خود را دارد اشاره كرد».
شايد بتوان گفت، هاگى كسى است كه حزب راست افراطى مسيحيت صهيونيست را در واشنگتن بنيان گذارده است؛ «مسيحيان متحد براى حمايت از اسرائيل»(CUFI) . از نظر واگنر،CUFI كاملًا همطراز و همسو باAIPAC ، لابى آمريكايى طرفدار اسرائيل، عمل و «از مشى زيادهخواهانه اسرائيل حمايت مىكند: آنها به اسرائيل كمك مىكنند تا كرانه باخترى و نوار غزه را تحت كنترل داشته باشد، چرا كه خداوند اين سرزمينها را تنها در اختيار يهوديان قرار داده است».
واگنر مىگويد،CUFI علاوه بر حمايت همه جانبه از جنبش ساكنان تازه وارد اسرائيلى (در فلسطين)، از نظر مالى نيز انتقال يهوديان اروپا را جهت اسكان غيرقانونى (در فلسطين) ضمانت مىكند، زيرا از نظر آنها، فلسطين، «سرزمينى» است كه خداوند وعده آن را به ايشان داده است.
در فوريه ٢٠٠٦، مصادف با آغاز فعاليتCUFI ، هاگى طى يك سخنرانى بيان داشت كه مسيحيان ايالات متحده «به زودى دفاترى در كليه ايالات كشور سازماندهى خواهند كرد، تا همه مسيحيان و افرادى كه با ما در طرحهاى مربوط به حمايت از اسرائيل خواهان همكارىاند، بسيج شوند».
در اواسط جولاى سال گذشته، واگنر گفت: هاگى ٣٥٠٠ نفر از حاميانCUFI را «بين همه ادارات وابسته به كنگره پخش كرد تا به واسطه آنها، براى ارسال كمكهاى نظامى بيشتر به اسرائيل (در طى جنگ سى و سه روزه اسرائيل و حزبالله) به مقامات مربوط فشار وارد كند. علاوه بر اين، او سعى مىكرد ايالات متحده را به جنگ عليه ايران تشويق كند (زيرا به اعتقاد او، جنگ ايران و آمريكا مقدمه جنگ آرمگدون است).
ماه اكتبر گذشته در سان آنتونيو، بيش از هزار نفر از حاميانCUFI گرد آمدند تا برنامهها و استراتژىهاى سياسى خود را مورد بررسى قرار دهند. در ميان اشخاص برجسته حاضر در اين كنفرانس، جيمز وولسى، رئيس سابق سازمان سيا، يكى از حاميان نزديكAIPAC و از مخالفان جدّى جنبش صلح و از فعّالان كليسا به چشم مىخورد.
واگنر مىگويد: «هاگى در همايش بنيانگذارىCUFI عبارت «اسلام فاشيستى» را ابداع كرد و ظرف يك هفته، ابتدا بوش و سپس وزير دفاع اسبق، دونالد رامسفلد، از اين عبارت استفاده كردند». واگنر افزود: دو نگرانى بزرگ او درباره مسيحيت صهيونيست- كه معتقد است شمار معتقدان اوانجليستى در سراسر دنيا به صدهزار نفر مىرسد- اين است كه اين مسلك به شدت ضدّ اسلام بوده و تصويرى جنگطلب از مسيحيت در سطح جهان ارائه داده است.
به نظر واگنر: «تصويرى كه آنها (مسيحيان صهيونيست) از مسيحيت در منطقه منتشر ساختهاند، يك نظامى صهيونيست سفيد پوست غربى است. اقدامات اين فرقه، اين عقيده و احساس را در دنياى اسلام و دنياى مسيحيت ايجاد كرده است كه مسيحيت در حقيقت نوعى مذهب جنگطلبانه صليبى مىباشد».
واگنر مىافزايد، در واقع رهبران مسيحى، نگران اثرات مخرب مسيحيت صهيوينست در منطقه هستند، به گونهاى كه رهبران كليساى متخصصين، دعوت به عمل آوردند تا با آنان به گفتوگو نشسته، به آنان جهت اطلاعرسانى به مردم خود درباره خطرات اين جنبش و تأثيرات آن بر جهان اسلام يارى رسانند.
مسيحيت صهيونيست به طور جدّى روابط بين مسيحيان و مسلمانان و يهوديان را به ويژه در خاورميانه بر هم زده است. واگنر هشدار داد، مسئله آزار دهندهتر اين است كه از آنجا كه رهبران اين جنبش همچون فالوى، روبرتسون و هاگى، به منابع عظيمى چون مبلغان مذهبى و خروجىهاى رسانهاى دسترسى دارند، «قادرند سراسر اين منطقه را به آتش بكشند».
پىنوشتها:
برگرفته از مجلّه سياحت غرب، شماره ٦٨، اسفند ٨٧، به نقل از:www .wrmea .com .
[١].Pat Morrison ، يكى از متخصصين برجسته مسائل خاورميانه است و در مورد حوادث اين منطقه قلم مىزند.
[٢].Anxious for Armageddon .