ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - تروريسم ماسونى براى نجات جهان
نيو در «ماتريكس» و آناكين اسكاى واكر در «جنگهاى ستارهاى» و «هرىپاتر» و ... به نيرويى خاص در خود پى برده و پس از طى مراحلى به جنگ با دشمنان تاريخى خود مىرود و جهان را نجات مىدهد. صحنههاى تعقيب، گريز و درگيرى خشونتآميز همراه با جلوههاى ويژه كه البته در فيلم «تحت تعقيب» بيشتر و غليظتر شده، موتيف چنين آثارى است كه در اين فيلم نيز با آن مواجهيم.
فيلمنامه دقيقاً براساس اسطورهپردازى مرسوم در هاليوود كه از الگوهايى مانند كتاب «قهرمان هزار چهره» جوزف كمپبل مىآيد، نوشته شده است. يعنى در اين فيلم همان سير مرسوم رعايت شده است.
دعوت به آغاز سفر و ردّ دعوت، عبور از نخستين آستان، نمايش زن در نقش وسوسهگر، آشتى و يگانگى با پدر، مفهوم خدايگان، مفهوم بركت نهايى، امتناع از بازگشت، فرار جادويى، ترسيم دست نجات از خارج، عبور از آستان بازگشت، صحبت از ارباب دو جهان و آزاد و رها در زندگى كه همه و همه برگرفته از مضامين شركآميز منتسب به عهد عتيق و تلمود، و شكل گرفته در مكاتب و فرقههاى مرموزى همچون «كابالا» و «فراماسونرى» هستند، در اين فيلم به تصوير كشيده مىشود.
در فيلم تحت تعقيب، وسلى گيبسن يك كارمند ٢٥ ساله معمولى كه چندان هم از محيط شغلى خود راضى نيست، ناگهان با زنى مرموز به نام «فاكسى» (با بازى آنجليا جولى) مواجه مىشود. فاكسى مدعى مىشود شب گذشته پدر وسلى (در حالى كه فكر مىكرد سالها پيش مرده) با نقشه قبلى به قتل رسيده است. به دنبال اين ماجرا، وسلى از يك سوءقصد توسط فاكسى و در جريان درگيرى و تعقيب و گريز نسبتاً مفصّلى نجات مىيابد. فاكسى سپس به وسلى پيشنهاد مىكند كه در انتقام از قاتل پدرش از كمك او استفاده كند. از همين رو، فاكسى وى را به مكانى ناآشنا و انجمنى مخفى به نام «انجمن اخوّت» دعوت مىنمايد. اين انجمن توسّط فردى مرموز به نام «اسلوان» (با ايفاى نقش مورگان فريمن) هدايت مىشود. وسلى ابتدا دعوت انجمن اخوت و پيشنهادات فاكسى و اسلوان را نمىپذيرد، امّا از آن پس در محيط كارش به پديدههاى عجيب و غريبى برخورد مىكند و در خود قدرت خارقالعادهاى مىيابد كه مهارش كمى مشكل به نظر مىرسد. به هر حال وى به معبد انجمن راهنمايى شده، تحت تعليمات و آموزشهاى دشوار و طاقتفرساى مربيان انجمن اخوت از جمله فاكسى قرار مىگيرد. وى گمان مىكند در تمام اين مدّت براى انتقام از قاتل پدرش آماده مىشود، امّا به زودى در مىيابد كه انجمن از طريق وى قصد دارد افراد ديگرى را به قتل برساند. اين افراد از ديدگاه انجمن، عناصر خطرناكى بوده و نابوديشان مىتواند جان هزار نفر را نجات بخشد!
به گفته اسلوان، اسامى اين افراد توسط يك دستگاه نساجى به نام «ماشين سرنوشت» به صورت كدهاى رمز منقوش بر روى پارچههاى كتانى به اعضاى انجمن داده مىشود. افرادى كه گويا در زندگى خود مرتكب جناياتى شدهاند. وسلى درگير اين عمليات ترور شده، در نهايت كه به سراغ كراس (كسى را كه قاتل پدرش ناميدهاند) رفته و بالاخره پس از طى يك تعقيب و گريز طولانى، وى را مىكشد. امّا بعداً درمىيابد كه در حقيقت، كراس پدر واقعى او بوده و سعى داشته وى را از دست انجمن اخوت نجات دهد. زيرا اين انجمن توسط اسلوان از اهداف خود دور افتاده و كاملًا در اختيار مقاصد او قرار گرفته است. وسلى متوجه مىشود كه نام اسلوان هم از طريق ماشين سرنوشت داده شده بود، ولى وى آن را پنهان داشته و سعى بر نجات خويش از تقدير كرده