ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - دجّال
دجّال
از نشانههاى ظهور، خروج دجّال است. دجّال از ريشه «دجل» به معناى دروغگوى حيلهگر است. دجّال در زبان عربى به معناى آب طلا است و به همين علّت، افراد بسيار دروغگو كه باطل را حق جلوه مىدهند، دجّال ناميده مىشوند. در روايات از «دجّال» ها و دروغگويان فراوانى نام برده شده است. در برخى روايات دوازده و در برخى سى، شصت و هفتاد دجّال آمده است.[١] از ميان اين دجّالها، فردى كه دروغگويى و حيلهگرىاش سرآمد همه دجّالان است و فتنه او از همه بزرگتر است، نشانه ظهور مهدى (ع)[٢] يا برپايى قيامت[٣] است. براين اساس، بايد گفت دو نوع دجّال داريم؛ يكى دجّال حقيقى كه پس از همه دجّالها مىآيد و ديگرى گروهى شياد و دروغگو كه به فريب مردم و گمراهى آنان دست مىزنند.
دجّال در روايات اسلامى اينچنين توصيف شده است: «او داراى قدرت و تأثير عجيبى است، چشم راست ندارد و چشم ديگرش در وسط پيشانى اوست و مانند ستاره صبح مىدرخشد. چيزى در چشم اوست كه گويى آميخته به خون است. داخل درياها مىشود و آفتاب با او بازمىگردد. كوهى از طعام و نهرى از آب هميشه با اوست. آسمان به دستور وى باران مىدهد و زمين گياه مىروياند. اختيار گنجهاى زمين با اوست. مرده را زنده مىكند. با صداى بلندى كه تمام جهانيان صداى او را مىشنوند، مىگويد: من خداى بزرگ هستم كه شما را آفريدهام و روزىرسان هستم، به سوى من بشتابيد».[٤] وى از همه جا مىگذرد و فقط در مكّه و مدينه قدم نمىگذارد.[٥] بيشتر پيروان او از يهود و زنان و عربهاى بيابانى است. اصل او را از اصفهان يا بجستان يا خراسان گفتهاند.[٦] اصل داستان دجّال در كتابهاى مقدّس مسيحيان آمده و بارها واژه «دجّال» در انجيل به كار رفته است. درباره دجّال، صرف نظر از ويژگىهاى او، چند احتمال وجود دارد: ١. دجّال، نام شخص معينى نيست بلكه هر كسى كه با ادّعاهاى پوچ و بىاساس و با توسّل به حيلهگرى و نيرنگ، درصدد فريب مردم باشد، دجّال است. بر اين اساس دجّالها خواهند بود و اينكه در روايات از دجّالهاى فراوان (دوازده، سى، شصت و هفتاد) سخن به ميان آمده، اين احتمال را تقويت مىكند. ٢. فردى معين و مشخّص به عنوان «دجّال» در دوره غيبت، با همان ويژگىهايى كه براى وى بيان شده، خروج مىكند و مردم را به انحراف مىكشاند. ٣. اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد از «دجّال»، همان سفيانى باشد كه در كتابهاى عامه، بيشتر به عنوان «دجّال» و در كتابهاى شيعه به عنوان «سفيانى» آمده است.[٧] ٤. دجّال، كنايه از كفر جهانى و سيطره فرهنگ مادّى بر همه جهان است. استكبار، به معناى واقعى، دجّال است. استكبار خود را قيم ملّتها مىداند و با تكيه بر ثروت انبوه و قدرت عظيمى كه در اختيار دارد، در همه جاى زمين دخالت مىكند و همه را زير سلطه خويش مىآورد.[٨] موضوع دجّال، بيش از آنچه در روايات شيعه، از طريق اهل سنّت نقل شده است و قسمت عمده آن را