ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و يكم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
نبرد تا وقت معلوم
٤ ص
(٤)
گزيده اى از اخبار جهان اسلام
٦ ص
(٥)
امارات و توهينى جديد به ايران و تشيع!
٦ ص
(٦)
حمله هزار صهيونيست تندرو به قبر يوسف نبى (ع) در فلسطين اشغالى
٦ ص
(٧)
بزرگترين مانور نظامى اسرائيل؛ هشدارى براى منطقه رژيم اسرائيل
٦ ص
(٨)
ورود بمب هايى شبيه قرص به عراق
٦ ص
(٩)
گسترش جنگ در پاراچنار
٦ ص
(١٠)
جنگ جديد دولت يمن با شيعيان
٧ ص
(١١)
تظاهرات مسلمانان يونان در اعتراض به اهانت پليس يونان به قرآن كريم
٧ ص
(١٢)
جمعيّت مسلمانان در آلمان رو به افزايش است
٧ ص
(١٣)
آثار دوستى على بن ابى طالب (ع)
٩ ص
(١٤)
حكايت آن شب و على
١٠ ص
(١٥)
ده خوى و خصلت ياران على (ع)
١٣ ص
(١٦)
اورشليم
١٤ ص
(١٧)
معبد سليمان
١٥ ص
(١٨)
بيت المقدّس پس از اسلام
١٦ ص
(١٩)
بيت المقدّس و جنگ هاى صليبى
١٧ ص
(٢٠)
قدس در قرون اخير
١٧ ص
(٢١)
چرا بازگشت به بيت المقدّس؟
١٨ ص
(٢٢)
گفتارى پيرامون بيت المقدّس
٢٠ ص
(٢٣)
بيت المقدّس
٢١ ص
(٢٤)
حرم الشريف
٢١ ص
(٢٥)
مسجدالاقصى
٢١ ص
(٢٦)
مسجد القبّه
٢٢ ص
(٢٧)
ديوار غربى (محلّ زيارت يهوديان)
٢٢ ص
(٢٨)
توطئه اسرائيل
٢٣ ص
(٢٩)
فلسطين؛ تاريخ آينده و آزادى
٢٤ ص
(٣٠)
آيا آرمگدون همان قرقيسياست؟
٢٦ ص
(٣١)
سفيانى و قرقيسيا در گذر تاريخ
٢٨ ص
(٣٢)
فرود مسيح از آسمان
٣٤ ص
(٣٣)
پيمان صلح بين امام (ع) و غربى ها
٣٥ ص
(٣٤)
گرايش غربى ها به اسلام
٣٧ ص
(٣٥)
دروازه لُد
٣٨ ص
(٣٦)
امام زمان (ع) و سرانجام يهود
٤٠ ص
(٣٧)
معرفى كتاب (آرمگدون چيست؟)
٤١ ص
(٣٨)
دجّال
٤٢ ص
(٣٩)
درياچه طبريه
٤٣ ص
(٤٠)
ابليس، دشمن فرزندان آدم
٤٤ ص
(٤١)
خلقت ابليس
٤٥ ص
(٤٢)
عبادت ابليس
٤٥ ص
(٤٣)
امتحان ابليس از طريق حضرت آدم
٤٥ ص
(٤٤)
معرفت ابليس به خداوند
٤٦ ص
(٤٥)
آزمايش آدم توسط شيطان
٤٦ ص
(٤٦)
حربه هاى شيطان در طول تاريخ
٤٦ ص
(٤٧)
موفقيت شيطان در آخرالزّمان
٤٦ ص
(٤٨)
تلاش هاى شيطان پس از ظهور حضرت مهدى (ع)
٤٧ ص
(٤٩)
پايان زندگى شيطان
٤٧ ص
(٥٠)
شيطان در قيامت
٤٧ ص
(٥١)
مهمان ماه
٤٨ ص
(٥٢)
جمعه
٤٨ ص
(٥٣)
بقيع
٤٩ ص
(٥٤)
خسوف
٤٩ ص
(٥٥)
تنها
٤٩ ص
(٥٦)
گلستانه
٥٠ ص
(٥٧)
تا بهار چشم تو
٥٠ ص
(٥٨)
اى جنون جان
٥٠ ص
(٥٩)
بشارت نور
٥١ ص
(٦٠)
پرنده عرش آشيان عشق
٥١ ص
(٦١)
حكايت ديدار
٥٢ ص
(٦٢)
پيام ها و برداشت ها
٥٣ ص
(٦٣)
اعتكاف و توسل
٥٦ ص
(٦٤)
توصيه ها و اندرزها
٥٨ ص
(٦٥)
علت غيبت امام زمان (ع) خود ما هستيم
٥٨ ص
(٦٦)
لزوم احتياط در فتنه هاى آخرالزّمان
٥٨ ص
(٦٧)
گويا به كلى از «عين الله الناظرة» غافل هستيم!
٥٩ ص
(٦٨)
اشراف امام (ع) بر اعمال بندگان
٥٩ ص
(٦٩)
حديث ثقلين و اثبات غيبت امام زمان (ع)
٥٩ ص
(٧٠)
تروريسم ماسونى براى نجات جهان
٦٠ ص
(٧١)
فلسطين
٦٤ ص
(٧٢)
جغرافياى فلسطين
٦٤ ص
(٧٣)
اماكن مذهبى
٦٤ ص
(٧٤)
نگاهى به گذشته فلسطين
٦٤ ص
(٧٥)
فلسطين امروز؛ جنبش ها
٦٥ ص
(٧٦)
فلسطين امروز؛ حكومت
٦٦ ص
(٧٧)
فلسطين امروز؛ جمعيت
٦٧ ص
(٧٨)
فلسطين امروز؛ اقتصاد
٦٧ ص
(٧٩)
نقش فلسطين در وقايع آخرالزمان
٦٧ ص
(٨٠)
مقاومت؛ در ايران، ناصبى و در فلسطين، رافضى!
٦٨ ص
(٨١)
شبهه اى 40 ساله
٦٨ ص
(٨٢)
از زبان شايعه سازان واقعى
٦٩ ص
(٨٣)
مذهب واقعى مردم غزّه
٧٠ ص
(٨٤)
گرايش به اهل بيت (ع) در كلام رهبران فلسطينى
٧٠ ص
(٨٥)
سيدالشّهداء در شعر معاصر فلسطين
٧٠ ص
(٨٦)
از زبان استشهاديون فلسطينى
٧١ ص
(٨٧)
قوم برگزيده؟!
٧٥ ص
(٨٨)
از كتاب مقدّس يهوديان نژادپرست
٧٥ ص
(٨٩)
اكسير قوى و خطرناك مسيحيت صهيونيست
٧٦ ص
(٩٠)
پرسش شما، پاسخ موعود
٧٨ ص
(٩١)
پاسخ به يك شايعه
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - دجّال

دجّال‌

از نشانه‌هاى ظهور، خروج دجّال است. دجّال از ريشه «دجل» به معناى دروغ‌گوى حيله‌گر است. دجّال در زبان عربى به معناى آب طلا است و به همين علّت، افراد بسيار دروغ‌گو كه باطل را حق جلوه مى‌دهند، دجّال ناميده مى‌شوند. در روايات از «دجّال» ها و دروغ‌گويان فراوانى نام برده شده است. در برخى روايات دوازده و در برخى سى، شصت و هفتاد دجّال آمده است.[١] از ميان اين دجّال‌ها، فردى كه دروغ‌گويى و حيله‌گرى‌اش سرآمد همه دجّالان است و فتنه او از همه بزرگ‌تر است، نشانه ظهور مهدى (ع)[٢] يا برپايى قيامت‌[٣] است. براين اساس، بايد گفت دو نوع دجّال داريم؛ يكى دجّال حقيقى كه پس از همه دجّال‌ها مى‌آيد و ديگرى گروهى شياد و دروغ‌گو كه به فريب مردم و گمراهى آنان دست مى‌زنند.

دجّال در روايات اسلامى اين‌چنين توصيف شده است: «او داراى قدرت و تأثير عجيبى است، چشم راست ندارد و چشم ديگرش در وسط پيشانى اوست و مانند ستاره صبح مى‌درخشد. چيزى در چشم اوست كه گويى آميخته به خون است. داخل درياها مى‌شود و آفتاب با او بازمى‌گردد. كوهى از طعام و نهرى از آب هميشه با اوست. آسمان به دستور وى باران مى‌دهد و زمين گياه مى‌روياند. اختيار گنج‌هاى زمين با اوست. مرده را زنده مى‌كند. با صداى بلندى كه تمام جهانيان صداى او را مى‌شنوند، مى‌گويد: من خداى بزرگ هستم كه شما را آفريده‌ام و روزى‌رسان هستم، به سوى من بشتابيد».[٤] وى از همه جا مى‌گذرد و فقط در مكّه و مدينه قدم نمى‌گذارد.[٥] بيشتر پيروان او از يهود و زنان و عرب‌هاى بيابانى است. اصل او را از اصفهان يا بجستان يا خراسان گفته‌اند.[٦] اصل داستان دجّال در كتاب‌هاى مقدّس مسيحيان آمده و بارها واژه «دجّال» در انجيل به كار رفته است. درباره دجّال، صرف نظر از ويژگى‌هاى او، چند احتمال وجود دارد: ١. دجّال، نام شخص معينى نيست بلكه هر كسى كه با ادّعاهاى پوچ و بى‌اساس و با توسّل به حيله‌گرى و نيرنگ، درصدد فريب مردم باشد، دجّال است. بر اين اساس دجّال‌ها خواهند بود و اينكه در روايات از دجّال‌هاى فراوان (دوازده، سى، شصت و هفتاد) سخن به ميان آمده، اين احتمال را تقويت مى‌كند. ٢. فردى معين و مشخّص به عنوان «دجّال» در دوره غيبت، با همان ويژگى‌هايى كه براى وى بيان شده، خروج مى‌كند و مردم را به انحراف مى‌كشاند. ٣. اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد از «دجّال»، همان سفيانى باشد كه در كتاب‌هاى عامه، بيشتر به عنوان «دجّال» و در كتاب‌هاى شيعه به عنوان «سفيانى» آمده است.[٧] ٤. دجّال، كنايه از كفر جهانى و سيطره فرهنگ مادّى بر همه جهان است. استكبار، به معناى واقعى، دجّال است. استكبار خود را قيم ملّت‌ها مى‌داند و با تكيه بر ثروت انبوه و قدرت عظيمى كه در اختيار دارد، در همه جاى زمين دخالت مى‌كند و همه را زير سلطه خويش مى‌آورد.[٨] موضوع دجّال، بيش از آنچه در روايات شيعه، از طريق اهل سنّت نقل شده است و قسمت عمده آن را