ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - از زبان استشهاديون فلسطينى
استخوان اجداد، نياكان و پدران آنان آميخته است. دولت اسرائيل نفرينزده اين خاك است.
و امّا مسئله قوم برگزيده، خود داستان ديگرى است. در اين قسمت، به گفته دكتر آلفرد لىلى ينتال، كه از نويسندگان مشهور آمريكايى، يهودى متديّنى است، تمسك مىجوييم، «اصولًا كلمه «هيبرو (يهودى) قوم يهود [يهوديت] از طرف افسانهپردازان براى نشان دادن ادامه يك جامعه تاريخى بوده است. در حقيقت، آنان مردم مختلف در زمانهاى متفاوت در تاريخ، با نحوه زندگى مختلف بودهاند. قديمىترين آنها از دوران مسيحيت [اجداد يهوديان عصر حاضر][١] در خاورميانه مىزيستهاند. كه از ازدواج با اقوام اموئيان، كنعانيان، فنيقىها و ساير اجداد سامى اعراب امروزى كه در آنجا ساكن بودند، مىباشند ... آنها كه، سرزمين خود را با يهوديان تقسيم نموده بودند». نامبرده در ادامه مطلب نوشته است: «نه يهوديان و نه اجداد آنان هرگز، يك نژاد يا حتّى گروه قومى مشخّص و خالصى را تشكيل ندادهاند». كلمه عبرانى «هيبرو» نيز اشتقاق از يك محل يا ناحيه ندارد. بلكه، از كلمه» Ibhri « [كسى كه طىّ طريق كرده] گرفته شده است. «اين كلمه براى اوّلين بار، جهت اشاره به حركت ابراهيم (ع) وقتى كه از خانهاش در(Ur of Chaldeesur) از اردن گذشت و داخل سرزمين مقدّس شد، به كار رفته است».[٢]
در قرآن مجيد در سورههاى مائده و اعراف[٣] نيز از لطف پروردگار درباره قوم بنىاسرائيل حكايت شده است. پس از آنكه در بيابان «تيه» از سرگردانى نجات يافتند و خداوند به موسى (ع) فرمان داد كه قومش در آن شهر درآيند و از نعمات آن بهره گيرند. اين مبحث نه به دليل آن بود كه آنان براى هميشه «قوم برگزيده» اند؛ بلكه به اين مناسبت بود كه در آن برهه از زمان، قوم موسى- البته آن دسته از قوم كه به حق خداپرست بودند- تنها گروه معتقد به خداوند بودند. لذا خداوند نيز نعمت را بر آن تمام كرد. لكن پس از آنكه حضرت عيسى مبعوث شدند، آنان بر اساس دستور خداوند كه در تورات آمده است، بايستى به آن حضرت و سپس به حضرت محمد (ع) مىگرويدند؛ امّا آنها از پيوستن و گرويدن به اديان مذكور سرباز زدند و به هيچيك از اوامر خداوند عمل نكردند. آنان همچنان با همه اعمال خلاف انسانى و خدانشناسى، خود را قوم برگزيده دانستند.
صهيونيستها حتّى كلمه قوم برگزيده را نيز تحريف كردهاند. واقعيت اين است كه حضرت موسى (ع) پس از زمانى طولانى بعد از حضرت ابراهيم، مأمور اشاعه دين يكتاپرستى شد و با دريافت الواح دهگانه به سوى قوم خود رفت و به آنان اعلام كرد كه، خداوند آنان را از ميان جماعات آن روز براى ترويج مذهب خداپرستى انتخاب كرده است. اين كلمه «انتخاب» بدان معنا نبود كه آنان بر ديگران «برترى» قومى و نژادى دارند. پس از موسى، حضرت مسيح و حضرت محمّد (ص) نيز هر يك به ترتيب براى اشاعه دين خداوند كه مبتنى بر يكتاپرستى است، ظهور كردند. در پايان به قول پروفسور روژه گارودى استناد مى كنيم كه، «خداوند بايستى نسبت به ساير مخلوقات خود بخل ورزيده باشد كه يك قوم را در ميان همه آفريدگان خود [بىدليل] برگزيند».
پىنوشتها:
(\*). مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.
[١]. يورى ايوانف، صهيوينسم، ترجمه ابراهيم يونسى، چاپخانه سپهر، ١٣٥٣، پاورقى ص ١٨.
[٢]. در تواريخ از كنعان به چندين نام ياد شده است، قوم «عكار» آن را به نام «آمورو» به معناى غرب يا سرزمين» Amurites «مىخواندند، مصريان در سده نوزدهم (ق- م) آن را» Retno «مىگفتند، اين همان نامى است كه به عبرى، كنعان را مىنامند و آن «سرزمين كوچكى است بين عربستان و درياى مديترانه و شرم الشيخ». عدهاى از مورخان معتقدند، كنعان همين باريكه غزه مىباشد، باريكهاى كه از چهل منطقه تشكيل شده و همه اسباط را در خود جاى داده بود.
[٣].
Henry Cattan, Palestine- Arab and Israel, The Search for Justice, Longman.
[٤].
Maxim Rodinson, Israel and the Arabs, Penguin Books, ٨٨٩١, P. ٦١٢, p. p. ٦- ٧.
[٥].» How -Israel Lost its soul «. اين جمله را من «چگونه اسرائيل ماهيت وجودى خود را از دست داد» ترجمه كردهام.
[٦].
Maxim Ghilan, How Israel Lost Its Soul, London: C. NichollstCo, ٤٧٩١, P ٩٠١.
[٧]. صندوق موسى يا «خيمه عهد» محتوى باقيماندهاى از يادگارهاى حضرت موسى و هارون مىباشد. آيه ٢٠٧ سوره بقره يهوديان در سال (١ ق. م) در جنگى كه با يكى از همسايگان به راه انداختند، آن را كه سرّ پيروزى خود مىدانستند، از دست دادند. اينك صندوقى مربوط به يهوديان در قسمت فوقانى موزه مصر باستان در قاهره وجود دارد، بعضىها آن را همان «صندوق عهد يا خيمه عهد» مىدانند.
[٨]. ر. ك: ص ٤٦٨، باب بيست و هفتم، كتاب اوّل سموئيل- تورات.
[٩]. على اوغور، كنگره صهيونيستها، ترجمه جعفر سعيدى، ص ١٠٠.
[١٠]. ر. ك: ص ٤٦٨، باب بيست و هفتم، كتاب اوّل سموئيل- تورات.
[١١]. همان، پاورقى ١٠٠.
[١٢].
Randolph S. Churchill and Winston Churchill. The Six Day War. London: William Heinemann Ltd, ٧٦٩١. P. ١.
[١٣]. توضيحات داخل كروشه از نويسنده مىباشد.
[١٤].
A. M. Lilienthal, The Zionist Connention, What Price Peace- New York: Dodd Mead and Co- ٨٧٩١, P. ٠١.