ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - نقش فلسطين در وقايع آخرالزمان
اسرائيل به غزه، حماس تنها راه حلّ اين بحران را تبادل اسرا عنوان كرد و خواستار آزادى تمام زندانيان فلسطينى شد.[١] اين جنگ نيز مانند ساير جنگهاى بين اسرائيل و فلسطينيان با قرار آتش بس پايان يافت. هرچند در اين جنگ نوار غزه بر اثر حملات اسرائيل خسارات فراوانى را متحمل شد امّا اسرائيل نتوانست به هدف خود، يعنى نابودى حماس دست بيابد. و به نظر مىرسد اين جنگ داراى نتايج بينابين بوده است.
فلسطين امروز؛ جمعيت
جمعيت فلسطين اشغالى (اسرائيل): طبق آمارى كه صهيونيستها منتشر نمودهاند، جمعيت فلسطين اشغالى در سال ١٩٩٥ ميلادى ٠٠٠/ ١٤٢/ ٥ بوده است.
جمعيت اديان مختلف در تمام فلسطين اشغالى (اسرائيل): الف- مسلمانان: ٧٢٠ هزار نفر (البته تعداد ٣ تا ٤ ميليون فلسطينى آواره كه به سبب ظلم، جور، كشتار و اشغال خانه و كاشانه خود توسط صهيونيستها مجبور به ترك فلسطين اشغالى شدهاند، در اين آمار منظور نشده است).
ب- مسيحيان: ٢٠٥ هزار نفر؛
ج- جهودان: ٤٢١٨ هزار نفر، هجوم صهيونيستها به فلسطين باعث گرديد كه جمعيت آنان در مدت كوتاهى چند برابر گردد، ولى جمعيت فلسطينيان به علت قتلعام، شكنجه و آزار صهيونيستها روز به روز كاهش يافته است.[٢]
فلسطين امروز؛ اقتصاد
منابع اقتصادى تشكيلات خودگردان عبارت است ازكشاورزى، درآمد كارگرانى كه در خارج از فلسطين مشغول به كارند، كارگاههاى صنعتى كوچك و مقدارى درآمد از صنعت جهانگردى. البته مىتوان كمكهاى خارجى را نيز به اين مقدار افزود.[٣] وابستگى شديد اقتصاد و بازار فلسطين به رژيم صهيونيستى، باعث تأثيرات منفى بر اقتصاد و منابع درآمدى مناطق تحت حكومت خودگردان شده است. اين امر از طريق اخراج كارگران فلسطينى يا جلوگيرى از ورود كالاهاى فلسطينى به مناطق تحت اشغال صورت مىگيرد.[٤] در حقيقت اخراج كارگران فلسطينى از سرزمينهاى اشغالى ١٩٤٨ و محاصره مناطق حكومت خودگردان از اقدامات عادى رژيم صهيونيستى در قبال انتفاضه الاقصى است.[٥] لازم به ذكر است كه با روى كار آمدن دولت حماس، كمكهاى مالى اروپا و آمريكا قطع ومحاصره اقتصادى غزّه تشديد گرديد.
نقش فلسطين در وقايع آخرالزمان
لازم به ذكر است كه بخش عمده روايات آخرالزمانى فلسطين به آخرين مرحله جنبش سفيانى (شكست وى و فتح قدس) مىپردازند. ما نيز مطالب را با تأكيد بر همين بخش آورده ايم. به طور كلّى، جنبش سفيانى در سه مرحله انجام مىشود: نخست مرحله تثبيت سلطه وى در شش ماهه اوّل و استيلاى وى بر شام. مرحله دوم: هجوم و پيكار او در عراق و حجاز. مرحله سوم: بازگشت وى از توسعهطلبى در عراق و حجاز و روبهرو شدن، سپاه حضرت مهدى (ع) جهت حفظ متصرّفات باقى ماندهاش از سرزمين شام و قدس[٦] كه ما به شرح مرحله سوم، يعنى فتح قدس مىپردازيم.
بر طبق روايات، حضرت مهدى (ع) در شروع نمودن نبرد درنگ مىكند و مدّتى در حومه دمشق مىماند تا بزرگان و مؤمنان اهل شام؛ آنان كه هنوز به وى نپيوستهاند، ملحق شوند. سپس حضرت از سفيانى مىخواهد كه جهت گفتوگو شخصاً با آن بزرگوار ملاقات كند. وقتى يكديگر را ملاقات مىكنند، سفيانى تحت تأثير شخصيّت حضرت مهدى (ع) قرار مىگيرد، با آن حضرت بيعت مىكند و تصميم مىگيرد دست از جنگ بردارد و منطقه را تسليم امام (ع) نمايد. امّا نزديكان و پشتيبانان سفيانى كه از قبيله بنىكلب هستند، وى را پس از سرزنش و نكوهش، از تصميم خود منصرف مىسازند.[٧] به همين جهت برمىگردد و تقاضاى فسخ پيمان مىكند. امام نيز بيعت وى را فسخ مىكند. آنگاه سفيانى لشكريان خود را براى جنگ با امام بسيج مىكند. محورهاى جنگ بزرگ از عكا تا صور، از آنجا تا انطاكيه در ساحل دريا و از دمشق تا طبريه و تا داخل قدس گسترش مىيابد.[٨] و سپاهيان سفيانى به بدترين شكل شكست مىخورند و سفيانى نيز دستگير مىشود و چنانكه روايات مىگويند وى را در كنار درياچه طبريه يا در ناحيه ورودى قدس به قتل مىرسانند.[٩] بنا بر نقل روايات، امام مهدى (ع) نسخههاى اصلى تورات را از درون غارى در انطاكيه و كوهى در فلسطين و از درياچه طبريه بيرون آورده، با استناد به آن يهوديان را محكوم نموده، نشانهها، علامتها و معجزات را براى آنان آشكار مىسازد. برخى از يهوديان كه بعد از نبرد آزادى قدس جان سالم به در بردهاند تسليم آن بزرگوار شده و كسانى كه تسليم نمىشوند از كشورهاى عربى اخراج مىگردند.[١٠] پس از آن، حضرت عيسى (ع) فرود مىآيد. در شمارى از روايات آمده است كه محلّ فرود آمدن عيسى (ع) قدس خواهد بود.[١١] مجلسى در «بحارالانوار» از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمودند: «پيش از قيامت، عيسى به دنيا فرود مىآيد و هيچكس از ملّت يهود و مسيحى نمىماند مگر آنكه قبل از مرگ به او ايمان مىآورد و آن حضرت پشت سر حضرت مهدى (ع) نماز مىگزارد». ٣٠
به اميد آن روز
پى نوشتها:
[١]. زعيتر، اكرم، سرگذشت فلسطين يا كارنامه سياه استعمار، ص ٤١.
[٢]. همان، ص ٤٢.
[٣]. همان ٤٧.
[٤]. صفاتاج، مجيد، انتفاضه الاقصى قيام دوزخيان سرزمين مقدّس، ص ٢٩ و ٣٠.
[٥]. همان، ص ٣١.
[٦]. همان، ص ٣١ و ٣٢.
[٧]. سرگذشت فلسطين يا كارنامه سياه استعمار، ص ٥٦.
[٨]. صفا تاج، مجيد، دانشنامه فلسطين، ج ٣، ص ١٤.
[٩]. همان.
[١٠]. همان.
[١١]. سرگذشت فلسطين يا كارنامه سياه استعمار، ص ٧٧.
[١٢]. دانشنامه فلسطين، ج ٣، ص ١٤.
[١٣]. همان، ص ١٥.
[١٤]. همان، ص ١٦.
[١٥]. همان.
[١٦]. همان، ص ١٧.
[١٧]. دهقانى، محمود، سايت مركز تحقيقات استراتژيك(www .csr .ir) ، مقاله «دولت وحدت ملى در فلسطين».
[١٨]. سايت مركز تحقيقات استراتژيك(www .csr .ir) ، مقاله «بررسى تحوّلات اخير در سرزمينهاى اشغالى».
[١٩]. مير لوحى، سيد هاشم، آمريكا بدون نقاب، ص ٢٥٠.
[٢٠]. انتفاضه الاقصى قيام دوزخيان سرزمين مقدس، ص ٧٣.
[٢١]. همان، ٧٤.
[٢٢]. همان، ص ٧٤ و ٧٥.
[٢٣]. كورانى، على، عصر ظهور، ص ١٢٥.
[٢٤]. همان، ص ١٥٤.
[٢٥]. همان، ص ١٥٥.
[٢٦]. همان، ص ١٥٦.
[٢٧]. همان، ص ٣٦.
[٢٨]. همان، ص ٣٤٢.
[٢٩]. همان، ص ٣٤١.