ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - درياچه طبريه
احمد بن حنبل در كتاب «مسند»، ترمذى در «صحيح» خود، ابن ماجه در «سنن» و مسلم در «صحيح» و ابن اثير در «نهايه» از عبدالله بن عمر، ابوسعيد خدرى و جابر بن عبدالله انصارى» نقل كردهاند.[١] مرحوم صدوق در اين زمينه مىگويد: متعصّبان اهل سنّت، اينگونه اخبار را تصديق مىكنند و درباره دجّال، غيبت وى و زنده بودنش، در اين مدّت طولانى روايت نمودهاند كه، در آخرالزّمان خروج مىكند. ولى درباره قائم باور نمىكنند كه او مدّت طولانى غايب مى شود، آنگاه آشكار مىگردد و جهان را پر از عدل و داد مىكند، چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد. با اينكه پيامبر (ص) و امامان (ع) از اين موضوع، صريحاً سخن گفتهاند.[٢] همچنين موضوع دجّال، اختصاص به اسلام ندارد، بلكه نوشته است: «دروغگو كيست، جز آنكه مسيح بودن عيسى را انكار كند، آن دجّال است كه پدر و پسر را انكار مىنمايد».[٣]
درياچه طبريه
حضرت مهدى (ع) كتاب «زبور» داوود (ع) را از درياچه طبرستان بيرون مىآورد.[٤] در روايتى آمده است كه دجّال، پس از خشك شدن درياچه طبريه خروج مىكند.[٥] از بررسى رواياتى كه درباره شورشها آمده به اين نتيجه مىرسيم كه سپاه حضرت مهدى (ع) از طريق فلسطين شرقى عازم عراق مى شود، در كرانههاى درياچه طبريه، با سپاه سفيانى روبهرو مىشوند كه از عراق برمىگردد. جنگ سختى بين دو سپاه درمىگيرد كه سفيانى در آن شكست مىخورد و همه سپاهيانش بدون استثنا در آنجا كشته مىشوند و فقط خودش مىماند. يكى از ياران امام به نام صياح (يا صباح) با گروهى از سپاهيان بر او مىتازند و او را دستگير مىكنند و به محضر امام (ع) مىآورند. هنگامى او را مىآورند كه امام مشغول نماز عشا هستند. نمازشان را تخفيف مىدهند و به طرف او برمىگردند. سفيانى مىگويد: اى پسرعمو! مرا آزاد كن و براى خود نگه دار، تا يكى از ياران تو باشم! حضرت مهدى (ع) به اصحاب خود مىفرمايد: «درباره او و سخنانش چه مىگوييد؟» همگى مىگويند: به خدا سوگند به كمتر از قتل او راضى نمىشويم. او چقدر خون ريخته، چقدر به حريم جان و مال و ناموس مردم تجاوز كرده است و انتظار عفو دارد! حضرت مهدى (ع) مىفرمايد: «هر چه مىخواهيد انجام دهيد». گروهى از ياران او را مىگيرند و روى سنگى در كرانه درياچه طبريه مىخوابانند و همانند گوسفند ذبح مىكنند و با ذبح او فتنهها ذبح مىشود و ريشه جنايات مىخشكد و بزرگترين فاجعه خونين جهان پايان مىپذيرد.[٦]
پىنوشتها:
برگرفته از موعودنامه، مجتبى تونهاى، صص ٣١٨- ٣٢٠.
[١]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٠٩؛ كنزالعمّال، ج ١٤، ص ١٩٨.
[٢]. طبق كتب شيعه.
[٣]. طبق كتب اهل تسنّن.
[٤]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٩٤ (به نقل از آخرين اميد، داود الهامى، ص ٣٢٢).
[٥]. الزام الناصب، ص ٧٤.
[٦]. آخرين اميد، داود الهامى، ص ٣٢٣.
[٧]. غيبت طوسى، ص ٤٦٣.
[٨]. برترينهاى فرهنگ مهدويت در مطبوعات، ص ٢٣٩.
[٩]. آخرين اميد، داود الهامى، ص ٣٢٣.
[١٠]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٠٠.
[١١]. رساله يوحنا، باب ٢، آيه ٢٢.
[١٢]. ملاحم ابن طاووس، ص ٦٧؛ ينابيع المودّه، ص ٤٠١.
[١٣]. الزام النّاصب، ص ٢٦١.
[١٤]. روزگار رهايى، ج ٢، ص ١١٣٥.