ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - فلسطين امروز؛ جنبش ها
كرد و پس از چند روز مقاومت يهوديان، سرانجام روميان فاتح شدند و قوم يهود دوباره آواره گشت. در زمان خسرو دوم ساسانى ميان امپراطورى ايران و روم جنگ درگرفت كه به پيروزى ايرانيان انجاميد و اورشليم فتح شد امّا پس از مرگ خسرو پرويز اين سرزمين دوباره به دست مسيحيان افتاد.[١]
در زمان خليفه اوّل، وى سپاهى را روانه سوريه و فلسطين كرد كه با درگذشت او، در زمان خليفه دوم، سوريه وبيت المقدّس به دست مسلمانان افتاد. اهالى شهر مقاومت زيادى كردند امّا طولانى شدن محاصره، مشكل غذا و ... آنان را مجبور به تسليم كرد و قرارداد صلح منعقد شد. از آن زمان فلسطين در دست مسلمانان بود.[٢]
از سال ١٠٩٥ ميلادى با تهاجم اروپاييان عليه مسلمانان، جنگهاى صليبى آغاز شدكه حدود دو قرن ادامه يافت. اگرچه اين جنگ علتهاى گوناگونى داشت امّا مورخان يكى از علتهاى آن را مسئله فلسطين و شهر بيتالمقدّس ذكر مىكنند.[٣] علاوه بر عامل مهم و اساسى عواطف مذهبى، عوامل ديگرى هم ايجاب مىكرد كه مردم اروپا اين دعوت را بپذيرند: ارتشىها به اميد فتح وكشورگشايى، تجّار و كسبه به آرزوى درآمد سرشار و مجرمين زيادى براى گرفتن عفو و بخشش.[٤] صليبىها پس از نبردى سخت و محاصره طولانى بيتالمقدّس، وارد شهر شده، دست به قتل عام زدند و همه چيز را به عنوان غنيمت غارت كردند. در مراحل پايانى جنگ دوم صليبى، صلاحالدّين ايّوبى صليبيون را تار و مار كرد و بيتالمقدّس را باز پس گرفت. پس از هفتمين جنگ صليبى و مرگ آخرين پادشاه سلسله ايّوبى، مماليك حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته، بيتالمقدس را نيز در اختيار داشتند. آنها با سپاه مغول جنگيدند و آنها را شكست دادند و بازماندگان صليبىها را در عكا نابود ساختند.[٥] تا اينكه سلطان سليم عثمانى به شهرهاى فلسطين حمله برد و آنها را تصرف كرد و فلسطين به حوزه حكومت عثمانى درآمد.[٦]
در اوايل قرن بيستم صهيونيستها با استفاده از سلطه انگلستان بر فلسطين، راه حلّ تشكيل يك كشور يهودى را مطرح كردند. كوشش صهيونيستها نتيجه بخشيد و توانستند نظر «لرد بالفور» وزير خارجه انگليس را جلب كنند. سرانجام در نوامبر ١٩١٧ اعلاميه بالفور در مورد تصويب طرح تأسيس «كانون ملّى يهود» در سرزمين فلسطين، در كابينه انگلستان منتشر شد و آمريكا نيز از اين طرح حمايت كرد. سرانجام در آوريل ١٩٢٠ متّفقين و جامعه ملل، قيموميّت فلسطين را رسماً به انگلستان واگذار كردند. با واگذارى حكومت از سوى انگلستان به يك يهودى، مهاجرت و انتقال يهوديان به فلسطين شروع شد. اين امر، موجب قيام و شورش اعراب شد و زد و خوردهاى بسيارى بين اعراب و مهاجران صورت گرفت. از دهه چهل، مسئله فلسطين به يك مسئله عربى تبديل شد و در رأس مسائل بينالمللى قرار گرفت. در طول جنگ جهانى دوم، آرامش نسبى بر فلسطين حكمفرما بود. پس از جنگ و جدال فراوان، مسئله فلسطين به سازمان ملل ارجاع داده شد و سرانجام با تلاشهاى صهيونيستها و آمريكا، عصر روز ٢٩ نوامبر مجمع عمومى تشكيل و اخذ رأى شروع شد. برخلاف انتظار همه، سى و دو نفر به نفع تقسيم فلسطين رأى دادند، سيزده نفر بر ضدّ تقسيم، يك نفر غائب شد و ده نفر هم آراى سفيد داشتند. انگلستان در ١٤ مه ١٩٤٨ به قيموميّت خود پايان داد و نيروهايش را از فلسطين خارج كرد. در همان روز، «شوراى ملّى يهود» در تل آويو تشكيل شد و در ساعت چهار بعد از ظهر همان روز موجوديّت دولت اسرائيل توسط «ديويد بن گوريون» در موزه تل آويو اعلام گرديد.
پس از اعلام موجوديّت رژيم اشغالگر قدس توسط بن گوريون، اوّلين جنگى كه اين رژيم عليه فلسطين و كشورهاى عربى منطقه به راه انداخت به جنگ ١٩٤٨ معروف است. در طى اين جنگ صهيونيستها ٧٨ درصد خاك فلسطين را تحت اشغال خود درآوردند و نخستين مرحله آوارگى بزرگ فلسطينيان به وقوع پيوست. در مه سال ١٩٤٩ اسرائيل به عضويت سازمان ملل درآمد. در ٢٨ مه ١٩٦٤ سازمان آزادى بخش فلسطين اعلام موجوديّت كرد و مبارزات فلسطينيان شكل جديدى به خود گرفت.[٧]
جنگ ١٩٦٧ از سوى رژيم صهيونيستى در حالى شروع شد كه كشورهاى عربى از قبل، خود را براى آن آماده كرده بودند. نيروهاى نظامى كشورهاى عربى به طرف مرزهاى اسرائيل در حركت بودند و پيروزى را قريبالوقوع مىپنداشتند كه با حمله غافلگيرانه تانكهاى رژيم صهيونيستى رو به رو شدند. اين جنگ كه از زمين و هوا آغاز شده بود، مدت شش روز به طول انجاميد و به جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل معروف شد. اسرائيل در طى اين جنگ علاوه بر نوار غزّه و كرانه باخترى رود اردن، بلندىهاى جولان در سوريه و صحراى سينا در مصر را اشغال و بيتالمقدّس را ضميمه خاك خود كرد. سازمان ملل طى قطعنامهاى اسرائيل را به عقب نشينى از سرزمينهاى اشغالى فراخواند امّا اسرائيل شرط عقبنشينى خود از مناطق اشغالى را به رسميّت شناختن اين رژيم از سوى اعراب اعلام كرد.[٨]
در اكتبر ١٩٧٣ مصر و سوريه با شعار الله اكبر به اسرائيل هجوم بردند و در ابتداى كار موفقيتهايى به دست آوردند امّا حمايت آمريكا و غرب باعث شد نتيجه جنگ به نفع اسرائيل رغم بخورد و بتواند منطقه محدودى را تحت تصرّف درآورد و نهايتاً اين جنگ با انعقاد قرارداد صلح پايان يافت. در ١٩٧٤ سازمان ملل، سازمان آزادى بخش فلسطين را به رسميّت شناخت. پيامد اين جنگ، كشانده شدن رهبران كشورهاى عربى به روند صلح و سازش بود. چنانكه در سال ١٩٧٨ در محلّ كمپ ديويد، انور سادات رئيس جمهور مصر و مناخيم بگين نخست وزير اسرائيل پيمان صلح منعقد كردند و مصر در ازاى پس گرفتن صحراى سينا موجوديّت اسرائيل را به رسميت شناخت. اين واقعه در آستانه پيروزى انقلاب اسلامى ايران رخ داد.[٩]
فلسطين امروز؛ جنبشها
در فاصله بين سالهاى ١٩٦٧ (شكست حمله اعراب) تا ١٩٨٢ (حمله اسرائيل به لبنان) چندين سازمان و گروه مبارز فلسطينى، تأسيس، متلاشى، ادغام يا گرفتار اختلافات داخلى و انشعاب شد. اين سازمانها عمدتاً تحت تأثير ناسيوناليسم عربى، سوسياليسم و ماركسيسم قرار داشتند و هر كدام از جانب يكى از دول عربى پشتيبانى مىشدند و به سياستهاى منطقهاى آن دولت وابسته بودند. مهمترين اين سازمانها و گروهها عبارتند از:
سازمان الفتح، الصاعقه، جبهه دمكراتيك آزادىبخش فلسطين، جبهه