ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
طور رايگان و به قيمت ارزان در اختيار آژانس يهود و شركتهاى صهيونيستى قرار گرفت. ٦٧٨ كيلومتر مربع نيز توسط خانوادههاى عرب غيرفلسطينى به يهوديان فروخته شد.
٦٨ كيلومتر مربع نيز به دستور وزير مختار انگليس توسط يهوديان به زور از فلسطينيان گرفته شد. به هر حال در ميان ملت فلسطين بسيار كم ديده شدهاند كسانى كه زمينهاى خودشان را فروخته باشند.
تازه آن دسته قليل كه زمينهاى خود را فروختند، اكثراً نه با طيب خاطر بلكه در اثر شرايط به وجود آمده از قوانين انگليس در مورد كشاورزان فلسطينى، مجبور به فروش زمينهاى خود شدند. مثلًا دولت انگليس، مقدار مالياتها را افزايش مىداد و همزمان از صدور حبوبات و زيتون كه عمده محصول كشاورزى فلسطين بود، جلوگيرى مىكرد. در نتيجه، كشاورزان از عهده مخارج و مالياتها بر نمىآمدند و به ناچار، ملك خود را در معرض فروش مىگذاشتند.
از اينها كه بگذريم، پس از مدّتى فتوايى شرعى مبنى بر حرام بودن فروش زمين به يهوديان و مباح بودن خون كسى كه چنين كارى انجام دهد يا واسطه اين كار باشد، از سوى اغلب علما صادر شده بود.
اوّلين فتوا در مورد حرام بودن فروش زمين به يهوديان، توسط كنگره علماى فلسطين كه در بهمن ١٣١٣ در بيتالمقدّس تشكيل جلسه داد، صادر شد. شركتكنندگان در اين كنگره به اتفاق آرا فتوا دادند كه فروش زمين در فلسطين به يهوديان حرام است، زيرا اين كار به يهوديان امكان مىدهد به اهداف خود كه عبارت از، يهودىسازى فلسطين، خارج ساختن اين سرزمين از دست ساكنان اصلى آن، بيرون راندن آنها از سرزمينشان و محو آثار اسلامى در فلسطين، از طريق تخريب مساجد، عبادتگاهها و اماكن مقدّس اسلامى است دست پيدا كنند. طبق اين فتوا، بر همه واجب است كه با فروشندگان زمين به يهود قطع رابطه كنند و آنان را معرفى نمايند و اگر اين افراد مردند، در قبرستان مسلمانان دفن نخواهند شد.
در تاريخ معاصر فلسطين، گزارشهايى از مراسم جشن و پاىكوبى مردم به ميمنت مجازات معدود آنانى كه اقدام به فروش زمينهايشان كرده بودند، ضبط شده است.
طبيعى است كه در چنين فضايى، كمتر كسى به خود جرئت مىداده است كه دست به فروش زمين به صهيونيستها بزند و نفرت و لعن خلق و خالق را براى خود بخرد.
در هر حال، چنانكه آورده شد، جمع ارقام زمينهاى واگذار شده به صهيونيستها (با احتساب زمينهايى كه از قبل در اختيار يهوديان بوده) در زمان سلطه انگليس، تقريباً دو هزار كيلومتر مربع است كه در مقايسه با ٢٧ هزار كيلومتر مربع مساحت فلسطين، فقط ٧/ ٧ درصد است و از اين درصد هم چيزى حدود يك سوم آن از طريق خريد به صهيونيستها رسيده و مابقى با مساعدت انگليس در اختيار آنها گذاشته شده است. اين بدان معنى است كه تنها چيزى حدود ٥/ ٢ درصد از زمينهاى فلسطين به صهيونيستها فروخته شده است.
پس از خروج انگليس از فلسطين، در ارديبهشت ١٣٢٧ (١٩٤٨ م.)، مابقى اين سرزمين نه از طريق خريد بلكه با كشتار، غصب، شكنجه، تخريب، فشار و توطئه و با بدترين شكل از فجايع و جنايات كه ممكن است به تصوّر بشر درآيد، به تصرّف صهيونيستها درآمده است. وقايع جنايتكارانهاى كه صهيونيستها ترتيب دادهاند، يك فهرست بلندبالا و شامل دهها عنوان است. فقط در سال ١٩٤٨ م. و براى آمادهسازى فضا جهت اعلام موجوديت به اصطلاح «دولت اسرائيل»، دهها مورد كشتار دستهجمعى با صدها شهيد از زن و مرد و كوچك و بزرگ، «عمليات افتخارآميز صهيونيستها» را شامل مىشود كه فاجعه «ديرياسين» با كشته و كشتار حيفا با ١٥٠ شهيد، دو نمونه از آنها است.
حاصل اين كشتارها و نتيجه برنامهريزى شده آنها اينكه در همان سالها ١٣٢٧ «ساكنان ٥٣١ روستا و شهر فلسطينى يعنى جمعاً ٩٠٠ هزار نفر را از خانه و كاشانه بيرون راندند». و اين جنايات همچنان ادامه داشت تا سه هزار كشته اردوگاههاى «صبرا و شتيلا» تحت نظارت آريل شارون در سال ١٣٦١ و كشتار ابراهيمى در سال ١٣٧٢ و قتل عام جِنين در سال ١٣٨١ و ...
توجه شود كه همه اينها صحنههاى كشتار است نه جنگ. يعنى يك طرف مردم بىسلاح بىدفاع يك روستا، يك حرم، نمازگزاران يك مسجد، يا بچههاى پناه گرفته در يك پناهگاه و ... و در سوى ديگر يك ارتش مسلّح مجهّز وحشى است با انديشه نژادپرستانه صهيونيستى و تعليم ديده براى كشتار و جنايت. آن وقت شگفتآور است كه جوان يا دانشجوى ما اين همه را نمىداند و سؤال مىكند كه اين فلسطينيان كه زمينهايشان را فروختهاند چرا اينقدر سر و صدا مىكنند؟ و شگفتآورتر است كه اين سخن در بين جماعتى وسيع در سراسر ايران گسترده است. با اين حساب آيا دستگاههاى تبليغاتى كشورمان در شناساندن حقيقت فاجعه فلسطين كوتاهى نكردهاند و بالعكس، تبليغات صهيونيستى در وارونه جلوه دادن واقعيتها پركار نبوده است؟