ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - تروريسم ماسونى براى نجات جهان
كه براى نخستين بار عمليات ترور در خطّ مقدم جبهه جنگ ويتنام توسط تك تيراندازان آمريكايى نمايش داده مىشود.
سازندگان فيلم «تحت تعقيب» در لحظات و صحنههاى مختلف، درصدد توجيه ترورهاى مورد نظرشان هستند. به عنوان نمونه در اوّلين عمليات ترور كه وسلى بدان وادار مىشود، فاكسى توضيح مىدهد هدف ترور كسى است كه يك قاضى فدرال سازشناپذير را همراه دختر كوچكش، زنده زنده سوزانده و ماشين سرنوشت، پيش از انجام اين عمل اسم وى را براى ترور شدن، داده است.
بنابراين فيلمنامه به لحاظ ساختار روايى و داستانى، از مايههاى تازه و جديدى برخوردار نيست. تنها موردى كه مخاطب پىگير و آگاه را با سؤال مواجه مىكند، همان آشكار نمودن راه و رسم يك تشكيلات فراماسونى در فضايى تروريستى و خشونتآميز است كه تاكنون در كتب و اسناد و گفتهها و نقل قولها درباره اين فرقه مرموز، زير نقاب صلح و برابرى و برادرى پنهان شده بود. اين موضوع از اين جهت مىتواند بيشتر مورد توجه قرار گيرد كه همين روزها در ايتاليا، فيلمى با نام «فرشتگان و شياطين» توسط ران هاوارد و با فيلمنامهاى از آكيوا گلدزمن (براساس كتابى از دن براون) در حال ساخت است كه آن را «رمز داوينچى ٢» ناميدهاند. در اين فيلم شخصيت اصلى «رمز داوينچى» يعنى پرفسور هرى لنگدون (همان استاد نشانهشناسى دانشگاه هاروارد) نيز حضور دارد و به رمزگشايى از يك سرى نمادها و نشانههاى ديگر مىپردازد.
امّا آنچه در اين فيلم اهميت دارد، مطرح شدن مستقيم يك سازمان معروف فراماسونى به نام «ايلوميناتى» است كه به «روشنگرى» نيز معروف است. اگرچه در «رمز داوينچى» نيز همانگونه كه توضيح داده شد، پايهها و ريشههاى ماسونيسم يعنى شواليههاى معبد و سپس كاباليسم به عنوان يكى از فرقههاى نزديك به فراماسونها مطرح شده بود.
داستان «فرشتگان و شياطين» بسيار پيچيده، مرموزانه و در عين حال هوشمندانه است. در اين داستان، اگرچه سازمان فراماسونى ايلوميناتى، با قتلهايى مشمئزكننده ولى دقيق و ظريف، هيبتى ترسناك و مخوف مىيابد، امّا در آخر كار اين قتلها را به دگرگونى كليساى كاتوليك نسبت داده شده و احياى آن پس از قرنها به خاطر علمستيزى و دگرگونى اخلاقى واتيكان بر عهده اين مركز كاتوليسم دنيا وانهاده مىشود. شايد از همين روست كه به سازندگان فيلم به هيچ وجه اجازه فيلمبردارى در مكانهاى موردنظر فيلمنامه مانند كليساى سنت پطرس، قصر سنت آنجلو، پانتئون و كليساى سانتاماريا دل پوپولو داده نشد و گروه ناچار به فيلمبردارى در مكانهاى غيرواقعى گرديد.
در اين فيلم، بسيارى از نشانههاى ماسونى براى اوّلين بار در يك اثر سينمايى هاليوودى آشكار مىگردد و حتى اينگونه نشانهها روى اسكناس رسمى پول ايالات متحده نمايانده مىشود. براى نخستين بار گفته مىشود كه چگونه تمامى بنيان گذاران آمريكا از جرج واشنگتن و بنيامين فرانكلين و ... فراماسون بودند و قانون اساسى اين كشور براساس نظريات ماسونهاى مرموزى همچون «جان لاك» تدوين و نوشته شده است.
«فرشتگان و شياطين» با صراحتى انكارناپذير، از يك نگاه، خشونت بىحد و حصر تشكيلات فراماسونى ايلوميناتى را در شكنجه و قلع و قمع اسقفهاى كاتوليك نشان مىدهد و از طرف ديگر، اين خشونت را انتقام از يك تاريخ شكنجه و خفقان كليسا عليه علم و دانشمندان مىداند. چنين ادّعايى بارها و بارها از زبان هرى لنگدون به عنوان داناى كلّ داستان، بيان مىشود.
فراز و نشيبهاى داستان و درانداختن معماها و رازهاى بىشمارى كه پىدرپى با لنگدون و همراهش بازگشايى مىشود، بيش از تعقيب و گريزهاى فيلم نفسگير و پرهيجان به نظر مىرسند. داستان در انتها به لجنمال كردن كليت كليساى كاتوليك (آنچه كه در «رمز داوينچى» نيز با علم كردن فرقهاى به نام «اپول دى» انجام شده بود) پرداخته و جانشين پاپ را عامل اصلى جنايات ايلوميناتى معرفى نموده و حتى خود پاپ را به خاطر ازدواج با يكى از راهبهها و بچهدار شدن از وى شكننده قوانين واتيكان دانسته و عاملان اصلى ترور را در ميان جماعت كاتوليك جستجو مىكند.
به تعبير ديگر، فيلم در عين قدرتنمايى يك تشكيلات قديمى فراماسونى به نام ايلوميناتى، به سياق يك دهه اخير سينماى هاليوود، به تخطئه و خراب كردن شاخه كاتوليك پرداخته تا پروتستانيزم را از ميان ديگر شاخههاى مسيحى، برجسته و موجه جلوه دهد. همان شاخهاى كه با آموزههاى يهودى تركيب شد و از درونش انواع و اقسام مسيحيت صهيونيستى مانند اوانجليسم، پيوريتانيسم و ادونتيسم و ... بيرون تراويد. همان شاخهاى كه امروزه ايدئولوژيك حكومت شبه دينى اوانجليستها در آمريكا را تحت عنوان «نئومحافظهكاران» تشكيل داد و با طراحىهاى دقيق و از پيش تعيين شده، در صدد است با كمك ساير صهيونيستها، جنگ آخرالزّمان را در آرمگدون به راه انداخته و حكومت جهانى را تشكيل مىدهد؛ جنگى كه اينك با ايجاد ترور و وحشت و با نقاب مبارزه با تروريسم و اشاعه حقوق بشر و دمكراسى آغاز گرديده و هزينههاى بسيارى از خود ملّت آمريكا صرف آن مىشود و آثارى همچون «تحت تعقيب» يا «فرشتگان و شياطين» درصدد توجيه و توصيف آن هستند. گويا ديگر زمان پنهانكارىها به سر آمده و دوران رو بازى كردن و شمشيرها را از رو بستن است. همچنانكه پروفسور سر لى تيبينگ، در «رمز داوينچى» پس از گروگان گرفتن لنگدون و سوفى، براى باز كردن رمز آن كريپتكس مىگويد: «... با پايان هزاره، مىبايست راز خانقاه صهيون و جام مقدس افشا مىشد، ولى در انجام آن قصور شده است ...»
گويا اين مهمى است كه آثارى همچون «تحت تعقيب» و «رمز داوينچى» و «فرشتگان و شياطين» بر عهده گرفتهاند. آثارى كه تروريسم ماسونى را تنها راه نجات جهان مىدانند، همچنانكه سر لى تيبينگ نيز با اسلحه با سراغ كاشفان راز رفت.