ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - سفيانى و قرقيسيا در گذر تاريخ
بر كرانه فرات قرار دارد. امام (ع) فرمود: «بىگمان در آنجا جنگى رخ خواهد داد كه از روزى كه خداوند آسمانها و زمين را آفريده، چنين جنگى اتّفاق نيفتاده و تا هنگامى كه آسمانها و زمين پابرجاست چنين جنگى رخ نخواهد داد. سفره گسترده پرندگان خواهد شد، درندگان زمين و پرندگان هوا از آن سير مىشوند.
قيس در آن نبرد كشته مىشود و كسى به خونخواهى او برنمىخيزد».
جمعى از راويان، اين حديث را روايت كردهاند و افزودهاند كه: «منادى بانگ برآورد كه به سوى گوشت ستمكاران و سركشان بشتابيد».[١]
همچنين آن حضرت در فرازى از يك حديث طولانى فرمود: «لشكر سفيانى از قرقيسيا عبور مىكند، در آنجا به نبرد مىپردازد و ١٠٠ هزار نفر از سركشان و ستمپيشگان را به قتل مىرساند».[٢]
امام صادق (ع) در اين رابطه فرمود: «براى خداوند منّان فراخوان همگانى و سفره گستردهاى در قرقيسيا هست، كه منادى از آسمان بانگ برمىآورد: هان! اى مرغان هوا و اى درندگان صحرا، براى سير شدن از گوشت ستمگران سركش بشتابيد».[٣]
مولاى پرواپيشگان، اميرمؤمنان (ع) فرمود: «سفيانى بر شام سيطره پيدا مىكند، پس در قرقيسيا حادثهاى رخ مىدهد كه پرندگان آسمان و درندگان زمين از لاشههاى آنها سير مىشوند».[٤]
آن حضرت در فرازى از يك حديث طولانى فرمود: «آنگاه سفيانى به محلّ معروف به قرقيسيا مىرود. در آنجا حادثه بزرگى رخ مىدهد كه گزارش آن به همه شهرها مىرسد و اضطراب عجيبى آنها را فرا مىگيرد».[٥]
\* در برخى روايات، از حضور فعّال شيطان در يارى و پشتيبانى سفيانى، سخن به ميان آمده است، لطفاً اشارهاى به اين موضوع داشته باشيد.
\* همه جريانهاى انحرافى به نوعى به شيطان مربوط مىشود، ولى حركت سفيانى دقيقاً با ابتكار شيطان و برنامهريزى او آغاز مىشود و در همه ابعاد با استعانت از او جريان مىيابد. خداوند منّان مىفرمايد: «انّ الشّياطين ليوحون إلى أوليائهم؛ بىگمان شياطين به اولياى خود وحى مىكنند».[٦]
سرآغاز حركت سفيانى با يك خواب شيطانى آغاز مىشود. شيطان در عالم رؤيا به او فرمان خروج مىدهد، او مىگويد: من يار و ياورى ندارم. بار دوم همان رؤيا تكرار مىشود.
بار سوم شيطان مىگويد: تو بيرون برو ببين چه كسانى در بيرون خانه منتظر خروج تو هستند؟
او بيرون مىرود و مىبيند هفت نفر منتظر او هستند، پرچمى در دست دارند و مىگويند: ما ياوران تو هستيم. او با هفت نفر خروج مىكند و شمارى از روستايىهاى وادى يابس به او مىپيوندند.[٧]
اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد: «سفيانى با هفت تن از وادى يابس حركت مىكند كه در دست يكى از آنها پرچم پيچيدهاى هست كه آن را رمز پيروزى خود مىدانند، تا ٣٠ ميل پيشاپيش او حركت مىكند. كسى از افراد مهاجم اين پرچم را نمىبيند جز اينكه شكست مىخورد.[٨]
با توجّه به اينكه آن پرچم از سوى شيطان در اختيار سفيانى قرار گرفته و با توجّه به گفتار على (ع) كه آن پرچم را رمز پيروزى آنها تعبير مىكند، روشن مىشود كه شكست مهاجمان با مشاهده اين پرچم دسيسهاى از دسيسههاى شيطانى براى پيشبرد اهداف سفيانى است.
مروزى گويد: زمامدار شام براى درگيرى و پيكار با سفيانى به سوى او حملهور مىشود، با مشاهده پرچم او شكست مىخورد.[٩]
از ديگر دسيسههاى شيطانى سفيانى اين است كه سفيانى سه نى در دست دارد، با آن نىها به هر كس بزند مىميرد.[١٠]
\* سفيانى، قيام خود را چگونه و از كجا آغاز مىكند؟
\* سفيانى پس از قول و قرار با همپيمانان خود، بر فراز منبر قرار گرفته، در ميان يارانش خطبهاى ايراد كرده، خطاب به اهالى دمشق مىگويد: «شما گوشت و پوست من هستيد، من با دوستان شما دوست و با دشمنان شما دشمن هستم». پس به آنها وعده مىدهد كه چيزى را بر آنها مقدّم ندارد.[١١]
آنگاه ايل و تبارش را گرد آورده، فرماندهان لشكرى و كشورى خود را تعيين مىكند و هويّت خود را به اين بيان ابراز مىدارد: «هان! اى اهل دمشق! من يكى از شما هستم، شما خواصّ ياران پدربزرگم معاوية بن ابى سفيان هستيد. او پيش از آنكه به سلطنت برسد، دوست و سرپرست شما بود. او به شما نيكى كرد و شما به او نيكى كرديد. هنگامى كه سرورش (عثمان) كشته شد، براى خونخواهى او برخاست، از شما يارى خواست و شما نيز او را يارى كرديد و سركردههاى شما در ركاب او كشته شدند.
من امروز به خونخواهى خاندان خود و بزرگان شما برخاستهام، كسى از شما شايستهتر نيست كه مرا يارى كند».
پس او را اجابت مىكنند و با او بيعت مىنمايند.[١٢]
همه پيروان سفيانى از تيره كلب هستند، با آنها خروج مىكند، خرد و كلان را مىكشد، به كسى رحم نمىكند، شكم زنان را مىدرد، آل قيس در برابرش مىايستند، آنها را درو مىكند، ديگر كسى نمىتواند در برابرش بايستد.[١٣]