ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - حكايت ديدار
حكايت ديدار
مرحوم سيّد محمّد باقر شفتى
سيد ابوالحسن مهدوى\*
اولياى الهى در مقام و درجه نزد پروردگار خويش، به جايى مىرسند كه نه تنها نيازهاى جسمى و روحى خود را به لطف و توفيق الهى برطرف مىكنند، بلكه گاه نيازهاى علمى خويش را نيز به واسطه حقايق الهى از درگاه پروردگار عليم دريافت مىنمايند.
سيّد شفتى از جمله اين بزرگان و اولياى الهى است كه مقبره ايشان در خيابان مسجد سيّد اصفهان و جنب آن، داراى گنبد و بارگاه است و زيارتگاه خاصّ و عام مىباشد. داستان ديدار ايشان از «جزيره خضرا» به قلم خودشان نوشته شده است. مرحوم نهاوندى در جلد نخست كتاب «العبقرى الحسان»[١] حكايت سيّد شفتى را اينچنين مىنويسند.
مرحوم حاج سيّد احمد براى من نوشت كه: از ارث مرحوم والدم، كتاب «تحفة الابرار» را كه رساله عمليه سيّد العلماء حجّتالاسلام حاج سيّد محمّد باقر شفتى رشتى بود، خريدم. او اوّلين كسى بود كه به «حجّتالاسلام» مشهور شد. سفارشات زيادى بر پشت كتاب، به خطّ خوش، مرقوم كرده بود. از جمله اينكه در تمام اوقات، اقبال و توجّه كامل به حضرتش ولىعصر (عج) داشته باشيد كه آن جناب، پدر شفيق خلق است و مبادا از ياد حضرت غفلت نماييد و توجّه به غير پيدا كنيد. من از آن حضرت مىخواستم كه «بحر ابيض» و جزيره خضرا را مشاهده كنم و بلادى را كه اولاد آن حضرت در آن حكومت دارند، ببينم. خدا را به حقّ امام زمان (ع) قسم دادم كه صحّت اين امر را براى من ظاهر كند. شب عيد غديرى كه مصادف با شب جمعه بود، تا ثلث آخر شب، كنار باغچهاى كه در خانه ما، واقع در خيابان مسجد سيّد بود، قدم مىزدم. ناگاه سيّد بزرگوارى را ديدم كه به سيماى علما بود. او به تمام مافى الضمير من خبر داد و گفت: بلادى كه در جزيره خضرا، است صحيح مىباشد.