ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - از زبان استشهاديون فلسطينى
ياد كردهاند. هانرى كاتن در كتاب «فلسطين، اعراب و اسرائيل؛ در جستجوى عدالت» حاصل تحقيقات خود را چنين ارائه داده است: «اعراب فلسطين ساكنين اوّليه فلسطين هستند. در حالى كه مسلمانان در سال ٦٣٧ بعد از ميلاد، فلسطين را فتح كردند. نژاد سامى كه اعراب نيز از آن نژادند، قبل از اسلام در فلسطين وجود داشته و آنها قبل از اسلام در فلسطين و قسمتهاى ديگر خاورميانه مى زيستهاند». كاتن بر اين نكته تأكيد كرده است كه، «آنها بدون وقفه از بدو تاريخ در مملكت خود مى زيستهاند. تاريخ اسكان آنان به چهل قرن قبل از اين كشيده مى شود. در آنجا، از ساير نژادها، اقليتهايى تشكيل شد؛ همچون يونانيان، اعراب مسلمان و صليبيان. فلسطينى هايى كه مركّب از مسيحيان و مسلمانان هستند، هميشه در آنجا ساكن بوده و عناصر اوّليه و اكثريّت جمعيت فلسطين را تا آغاز تأسيس دولت اسرائيل [در سال ١٩٤٨] تشكيل مى دادهاند».[١] همچنين پروفسور ماكسيم رودنسون در كتاب «اعراب و اسرائيل» به اين نكته اشاره كرده و نوشته است: «اعراب فلسطين به تمام معناى كلمه، بومى فلسطين هستند و فلسطينيان امروز، فرزندان فلسطينيان، كنعانيان و ساير قبايلى كه ساكنان اوّليه فلسطين را تشكيل مى دادند، مى باشند».[٢] ماكسيم گيلان نيز كه خود از صهيونيستهاى اوّليه بوده و بعداً به دليل بيراهه رفتن سردمداران اسرائيلى از صهيونيست بودن خود، اظهار تأسف كرده، در كتاب «چگونه اسرائيل ماهيّت وجودى خود را از دست داد»[٣] نوشته است: «در آغاز، صهيونيسم، به دنبال «اتّحاد ملّى» بود. بعداً به دنبال «استقلال ملى» رفت». منظور او از [صهيونيسم] يهوديت نبود، بلكه استقلال در سرزمين اسرائيل» Eretz -Israel «[٤] بود. آنها به دنبال استقلال ملّت هيبرو (عبرانى) بودند تا دوباره در سرزمينى كه سالها قبل كنعان ناميده مى شد، اسرائيل را بنا كنند. به اعتقاد ماكسيم گيلان، آنها زنده كردن فرهنگ كنعانى خود بودند و «نه فرهنگ مذهبى». در اين نوشته نيز مهر تأييدى بر كنعانى بودن يهوديان زده شده است و نه فلسطينى بودن آنها. كنعان در زمان استعمار به فلسطين پيوست.
مسئله قابل توجّه ديگر اين است كه، وقتى قوم بنى اسرائيل از مصر به كنعان رفت، قومى به نام كنعانيان در آنجا ساكن بود. تاريخ از آنها، در حدود ٢٠ قرن (ق. م) ياد كرده است. بسيارى از شهرهاى كنعان- مانند غزه- همعصر با سلطنت فراعنه مى باشد؛ عصر مفرغ، يعنى حدود ٣١٠٠ قبل از ميلاد مسيح. اين شهرها عبارتند از: مجيدو» Meggido «، جريكو و تل الفار» Tell -el -far «. از مداركى كه در حفّارى ها به دست آمده و ابا ابان- وزير امور خارجه گلداماير- از آنها در كتاب خود به نام «قوم من» ياد كرده، معلوم شده كه مردم كنعان داراى فرهنگ پيشرفتهاى بوده است و اطراف شهرهاى مذكور با آجر نپخته حصار كشيده بودند. اين شهرها داراى استقلال داخلى بود. فقط بعضى از فراعنه در آنجا نفوذ سياسى داشتهاند. اين نفوذ تا عهد «رامسس دوم» ادامه داشت. پس از آنكه حكومت مصر در آن نواحى دچار ضعف شد «هيبروها» (عبرانى ها) بعضى از شهرهاى آن را گرفتند و در آنجا ساكن شدند و «خيمه عهد»[٥] را بر زمين گذاردند. نكته جالب توجّه اين است كه در كتاب عهد عتيق، كراراً از جنگ قوم بنى اسرائيل با اقوام فلسطينيان ياد شده است. از اين نكته به خوبى آشكار مى شود كه آنها ساكنان اوّليه فلسطين نبوده و آن سرزمين را به زور و توسل به جنگ گرفتهاند و حضرت داوود پيغمبر، بعد از جنگهاى بسيارى كه با ساكنان فلسطين كرد، بالاخره در اورشليم كه در آن وقت جيبوس» Jebus «ناميده مى شد، خيمه عهد را زمين گذارد. برگ ديگرى از اينكه فلسطين، سرزمين موعود نيست، مطلبى است كه در تورات كتاب اوّل سيموئيل آمده است و آن از فرار حضرت داوود به سرزمين فلسطينيان حكايت دارد به اين شرح كه: «... داوود پيغمبر در دل خود گفت: الحال روزى به دست شاوول هلاك خواهم شد ... چيزى براى من بهتر از اين نيست كه به زمين فلسطينيان فرار كنم».[٦]
با توجّه به مطالب فوق، نه فلسطين سرزمين موعود است و نه قوم بنى اسرائيل را بر آن حقّى است. اگر ارض موعودى هست، آن كنعان يا باريكه غزّه است. گرچه در نقشه ارض موعودى كه صهيونيستها تهيه ديدهاند و در كنگره اوّل سال ١٨٩٧ صهيونيستها ارائه شد، اراضى آناتولى عثمانى نيز داخل قلمرو دولت موعود يهودى قرار داشت»[٧] و «در ميان بلادى كه جزء موطن اصلى يهوديان قلمداد مى شود، به قسمتى از آناتولى تركيه نيز برمى خوريم. در چنين موقعيّتى، برنامههاى آتى صهيونيسم، اخراج مردم تركيه از آناتولى را نيز شامل مى شود».[٨]
بنابر آنچه راندلف. اس. وينستون چرچيل (نوه وينستون چرچيل بزرگ) در كتاب «جنگ شش روزه» نوشته است، «از ١٢ سبط حضرت يعقوب، دو قبيله گم شد. خيلى ها، از جمله ادميرال فيشر(Admiral Fisher) مى گويند كه بريتانيايى ها [يكى از آن دو قبيله] گمشده هستند».[٩] بديهى است كه چرچيلى ها دروغ نمى گويند. در هر حال، مسلّم اين است كه فلسطين از آن فلسطينيان- اعم از مسلمانان، عيسوى و يهودى- است كه از آغاز تاريخ در آنجا ساكن بودهاند و خاك آن سرزمين با خاك