ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - حكايت آن شب و على
و جايگاه و اساس علم و دانشيد. پس على (ع) را از طرف ما سلام برسانيد.
سپس مرا به آسمان سوم بالا بردند، فرشتگان آنجا نيز همان درخواست را نمودند. به آنها گفتم: آيا ما را به حقيقت معرفت مىشناسيد؟
عرض كردند: چگونه شما را نشناسيم در حالى كه شما دَرى هستيد براى رسيدن به همه مرتبهها و منزلتها، شما دليل و برهان هستيد براى رفع خصومتها و على (ع) دابّةالارض[١] و كسى است كه در مقام قضاوت، حكم قاطع دهد و بين حقّ و باطل جدا كند. او صاحب عصا و قسمتكننده دوزخ در ميان دشمنان مىباشد. او كشتى نجات است كه هر كه به آن وارد شود نجات مىيابد. كسى كه از آن تخلّف و سرپيچى نمايد روز قيامت در آتش سقوط كند. شما اركان قوم و ستارگان سرزمينها هستيد، پس چگونه شما را نشناسيم؟
سپس عرض كردند: على (ع) را از طرف ما سلام برسانيد.
سپس مرا به آسمان چهارم بالا بردند. فرشتگان آنجا هم، همان تقاضا را نمودند، به آنها نيز گفتم: اى ملائكه پروردگار من! آيا شما به حقيقت معرفت ما را مىشناسيد؟
عرض كردند: چگونه نشناسيم، در حالى كه شما درخت نبوّت، محلّ رحمت، جايگاه رسالت و محلّ رفت و آمد فرشتگان هستيد. جبرئيل بر شما فرود مىآيد و وحى الهى را مىرساند. به على (ع) از طرف ما سلام برسانيد.
سپس مرا به آسمان پنجم بالا بردند. فرشتگان آنجا نيز همان تقاضا را از من نمودند. به آنها گفتم:
اى فرشتگان، شما به حقيقت معرفت ما را مىشناسيد؟
گفتند: چگونه شما را نشناسيم در حالى كه صبح و شام بر عرش عبور مىكنيم و بر آن نوشته شده است: خدايى جز خداوند يكتا نيست، محمّد فرستاده خداست، او را به على بن ابى طالب يارى نمودم».
از آنجا دانستيم كه على (ع) يكى از اولياى الهى است كه از طرف او ولايت و سرپرستى دارد. پس او را از طرف ما سلام برسان.
سپس مرا به آسمان ششم بالا بردند، فرشتگان آنجا هم خواسته و تقاضاى فرشتگان پيشين را نمودند. به آنها گفتم: آيا شما ما را به حقيقت معرفت مىشناسيد؟
گفتند: چگونه شما را نشناسيم در حالى كه خداوند بهشت فردوس را كه آفريده و كنار درِ آن درختى نشانيده است. بر روى هر برگ آن درخت، با نور نوشته شده است: «خدايى جز خداوند يگانه نيست، محمّد فرستاده خداست و على بن ابى طالب دستآويز مورد اطمينان خداوند و ريسمان محكم الهى و چشم بيناى حقتعالى بر همه مخلوقات است».
پس على (ع) را از طرف ما سلام برسان.
سپس مرا به آسمان هفتم بالا بردند، از فرشتگان آنجا شنيدم كه مىگفتند: «الحمد لله الّذى صدقنا وعده؛[٢] سپاس و ستايش مخصوص خداوندى است كه به وعدهاش درباره ما عمل كرد».
به آنها گفتم: خداوند به شما چه وعدهاى داده بود؟
عرض كردند: اى رسول خدا، هنگامى كه خداوند شما را به صورت اشباحى در ميان نور از نور خودش آفريد، ولايت شما را بر ما عرضه نمود و آن را پذيرفتيم. پس به خدا شكايت كرديم كه ما آنها را دوست داريم و خواهان ديدار آنها هستيم، نسبت به وجود مقدّس شما وعده فرمود كه او را در آسمانها به شما نشان مىدهم و اكنون به وعدهاش وفا نمود.
و امّا نسبت به على (ع) وقتى به درگاه الهى شكوه كرديم كه مشتاق ديدار او هستيم، خداوند فرشتهاى را به صورت على (ع) براى ما آفريد و او را در طرف راست عرش بر روى تختى نشانيد كه از طلاست و به انواع درّ و جواهرات زينت داده شده است و بالاى آن قبّهاى از مرواريد سفيد قرار داده كه داخل آن از خارج و خارج آن از داخل ديده مىشود و بدون اينكه از پايين روى پايهاى باشد يا از بالا به رشتهاى متّصل باشد به امر تكوينى صاحب عرش كه به آن فرموده بايست، اينگونه ايستاده است و ما هرگاه مشتاق ديدن على (ع) مىشويم، به اين فرشته نگاه مىكنيم. پس على (ع) را از طرف ما سلام برسان.[٣]
پىنوشتها:
[١]. سوره شورى (٤٢)، آيه ١٣.
[٢]. سوره زمر (٣٩)، آيه ٥٦.
[٣]. اشاره دارد به آيه شريفه «وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ ...؛ هنگامى كه وعده عذاب كافران به وقوع پيوندد و زمان انتقام با ظهور حضرت مهدى (ع) فرا رسد، جنبندهاى از زمين برانگيزيم كه با آنان تكلّم كند ...»؛ سوره نمل (٢٧)، آيه ٨٢.
[٤]. سوره زمر (٣٩)، آيه ٧٤.
[٥]. تأويل الآيات، ج ٢، ص ٧٨١. بحارالأنوار، ج ٤٠، ص ٥٥، ح ٩٠. مدينة المعاجز، ج ٢، ص ٣٩٥، ح ٦٢٤. المحتضر، ص ٧٧. غاية المرام، ص ٦٠٨، ح ٨. علامه مجلسى (ره) قسمتى از حديث را در بحارالانوار، ج ٨، ص ١٧٤، ح ٢٢ از تفسير فرات، ص ١٣٣ نقل كرده است.