آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٣٣ - لامع اول در معرفت ذات
جواب گفت: «لقد اغنى الصباح عن المصباح» و يكى ديگر از اهل معرفت را پرسيدند كه: «أين الله؟ فقال سخفك[١] الله! أو تطلب مع العين أين!» لكن تا نور او نبود، او را نتوان شناخت أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ[٢]. شيخ الأسلام عبد الله انصارى- رضى الله عنه- گويد: «إلهي تلطّفت بأوليائك فعرفوك و لو تلطفت بأعدائك لما جحدوك»[٣].
شرح مبادى اين معرفت كه ذوق ارواح ايشان است، در طى حروف و كلمات نگنجد.
بيت
|
فما كل مكنون يباح مصونه |
و لا كل ما أدمت عيون الظبا[٤] يروى[٥] |
|
و امّا آن مقدار كه در وقت گنجد بر سبيل إيماء و إجمال مستعينا بالله و مستر شدا منه:
٩. چون سالك را از حبس هوى و چهار ميخ طبيعت خلاص دهند و ديده و دل او را به نور احديت از مظهر وحدانيت مكحّل گردانند، عزت سرّ اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ[٦] نقاب گشوده با او در ميان نهند كه وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ[٧] چه معنى دارد؟ و جلالت وَ لِلَّهِ**
[١] - ص، پ: اسحقك.
[٢] - سوره زمر( ٣٩)، آيه ٢٢.
[٣] - خداى من، به اوليايت لطف كردى، ترا شناختند و اگر به دشمنانت لطف مىكردى، ترا انكار نمىكردند.
[٤] - ص: الضبا.
[٥] - نگهدارى هر پوشيدهاى روا نيست و نه هر چه چشمان آهوان راى خونين كرده است روايت مىشود.
[٦] - سوره نور( ٢٤)، آيه ٣٥.
[٧] - سوره ق( ٥٠)، آيه ١٦.