آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٨٤ - لامع دويم در معرفت طور نبوت و احكام و خواص آن
شود؟ و در شبانروزى پنج وقت نماز چرا[١] بايد كرد؟ و اگر يك نماز از كسى فوت شود چه قدر عقوبت دارد؟ و در جمله سال چرا يك ماه روزه بايد داشت؟ و بعد از حولان حول، از بيست دينار، نيم دينار به مستحقان چرا صرف بايد كرد؟ و مستحقّان كيستند؟ و چرا در هشت صفت منحصرند؟ و شب قدر چرا از هزار ماه به بود؟ و روزه روز عرفه چرا مكفّر گناه دو ساله باشد؟ و در اين مقادير و اوقات چه حكمت است؟ و وجه مناسبت اين احوال مخصوص با سعادت آخرت چيست؟ و هر عملى را از نيك و بد چه نتيجه است؟ و چگونه مشخص مىشود؟ و از تشخصّ آن در عالم ملكوت مصطفى صلّى اللّه عليه و اله خبر مىدهد كه: «إنّ في الجنّه قاعا صفصفا ليس فيها عمارة فأكثروا من غراس الجنة في الدنيا». قيل: يا رسول الله و ما غراس الجنة؟ فقال صلّى اللّه عليه و اله التسبيح و التهليل.[٢]،[٣]
و همچنين خبر داده است صلّى اللّه عليه و اله كه: «المؤمن في قبره في روضة خضراء و يرحب له قبره سبعين ذراعا و يضيء حتى يكون كالقمر ليلة البدر. ثم قال: هل تدرون فيماذا أنزلت، فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً[٤]؟ قالوا:
الله و رسوله أعلم. قال: في عذاب الكافر[٥] في قبره يسلّط عليه تسعة و
[١] - ل: پنج نماز را چرا.
[٢] - از عبارت:« و احكام اين ...» در صفحه ٦٣ تا اينجا از نسخه« پ» افتاده است.
[٣] - فروزانفر: مآخذ احاديث و تمثيلات مثنوى به نقل از المنهج القوى، ج ٣، ص ٤٥٠، روايت را چنين آورده است:« أكثروا من غراس الجنة فإنّه عذب ماؤها، طيب ترابها، فأكثروا من غراسها: لا حول و لا قوة الّا باللّه».
[٤] - سوره طه( ٢٠)، آيه ١٢٤.
[٥] - ل: الكافرين.