آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٣٥ - لامع اول در معرفت ذات
اينجا عارف را عنايت يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا[١] بايد كه دليلى[٢] كند؛ و اگر نه هلاك شود وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ**[٣].
بيت
|
چون تو دو هزار عاشق از غم كشتم |
كز خون كس آلوده نشد انگشتم[٤] |
|
إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ[٥] چندين هزار سالك در اين مقام از راه افتادند و به مذاهب فاسد چون حلول و اتحاد و غيرها گرفتار شدند؛ تعالى الله عمّا يقول الظالمون[٦] علوا كبيرا[٧]. يكى از اهل معرفت مىگويد: «علم الفناء و البقاء يدور على إخلاص الوحدانية و صحة العبودية و ما كان غير ذلك فمغاليط و زندقة. سبحان الملك القدوس الذي لا يتصل به شيء و لا بنفصل عنه شيء و ليس معه شيء»[٨].
بيت[٩]
|
نور، خود ز آفتاب نبريده است |
عيب در آينه است و در ديده است |
|
|
هر كه اندر حجاب جاويد است |
مَثَل او چو بوم و خورشيد است |
|
|
گويد آن كس در اين مقام، فضول |
كه تجلى نداند او ز حلول |
|
|
هر چه روى دلت مصفاتر |
زو تجلى ترا مهياتر |
|
[١] - سوره ابراهيم( ١٤)، آيه ٢٧.
[٢] - پ، ل: درايتى.
[٣] - سوره آل عمران( ٣)، آيه ٢٨.
[٤] - ص: كالوده نشد به خون كس انگشتم.
[٥] - سوره عنكبوت( ٢٩)، آيه ٦.
[٦] - ل، پ: يتوهم الزائغون.
[٧] - خداوند از آنچه ستمكاران گويند بسيار برتر است.
[٨] - دانش فنا و بقا بر اخلاص در وحدانيت و درستى بندگى دور مىزند و آنچه جز آن است مغالطه و بىدينى است. پاك است خداوندى كه چيزى به او نپيوندد و چيزى از او جدا نشود و چيزى با او نيست.
[٩] - حديقه سنايى، ٦٨- ٦٩.