آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٩٧ - لامع اول در معرفت حقيقت دنيا و فوايد آن به نسبت با طايفهاى و آفات و غوائل آن به نسبت با طايفهاى ديگر
تاريك، عالمى نداند يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ[١] زبان مرتبه و استعدادش همه اين گويد:
|
أ أترك لذة أنصبها نقدا |
بما وعده من لبن و خمر |
|
|
حياة ثم موت ثم نشر |
حديث خرافة يا أم عمر (و) |
|
مآب و منقلب او دركات جحيم بود و حاصل و نقد او عذاب اليم.
معاليق ظلمات تعلقات عالم جسدانى سر نگونسار او را على الدوام به أسفل السافلين حطمات مىكشد وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ[٢][٣]
شعر[٤]
|
زهد عيسى و حرص قارون بين |
گفته در شأن آن و در حق اين |
|
|
«فخسفنا»[٥] ز سر نشينى آز |
و «رفعنا» به نردبان نياز[٦] |
|
[١] - سوره روم( ٣٠)، آيه ٧.
[٢] - از اينجا تا آخر كتاب از نسخه« پ» افتاده است.
[٣] - سوره سجده( ٣٢)، آيه ١٢.
[٤] - حديقه سنايى، ص ٤٤٣.
[٥] - اشاره است به آيه ٨١، سوره قصص، درباره قارون« فخسفنا به و بداره الأرض». و« رفعنا»:
احتمالا اشاره است به مضمون آيه ١٥٨، سوره نساء، درباره حضرت عيسى:« بل رفعه اللّه اليه». در قرآن مجيد، با عبارت« رفعنا» درباره حضرت عيسى آيهاى نيست.
[٦] - در حديقه سنايى مصرعهاى اين بيت مقدم و مؤخر است.