آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٩٦ - لامع اول در معرفت حقيقت دنيا و فوايد آن به نسبت با طايفهاى و آفات و غوائل آن به نسبت با طايفهاى ديگر
شعر
|
برد آن را خرد به عِلّيّين |
كشد آن را هوى سوى سِجّين |
|
چه هر كه اعيان دنيا را آلت راه دين سازد و نظر از استيفاء حظوظ جسمانى برگيرد وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ**[١]، در سرّاء و در ضرّاء، نصب العين دارد و به صورت در دنيا بود و به دل در ملأ اعلى «إنّ للّه عبادا أبدانهم في الدّنيا قلوبهم عند الله» و براى خدا زيد[٢]، نه براى هوى، هر آينه دنيا او را معاونى عظيم بود در سلوك صراط مستقيم «نعم المال الصالح للرجل الصالح»، تا همه در رضاى او صرف كند.
بيت[٣]
|
هر چه دارى براى او[٤] بگذار |
كز گدايان ظريفتر ايثار |
|
لاجرم مرجع و مصير او ملكوت اعلى بود فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ[٥].
|
جهانى كاندر او هر دل كه يابى پادشا يابى |
جهانى كاندر او هر جان كه بينى شادمان بينى[٦] |
|
و هر كه اعيان دنيا را آلت سلوك راه شياطين سازد، همگى اوقات خود به تحصيل مطالب نفس امّاره مصروف دارد و وراى اين كلوخدان
[١] - سوره بقره( ٢)، آيه ٣.
[٢] - پ: براى خدا زنده بود.
[٣] - حديقه سنايى، ص ١٢٧.
[٤] - حديقه: براى حق.
[٥] - سوره قمر( ٥٤)، آيه ٥٥.
[٦] - شعر از سنايى: ديوان، ص ٧٠٥.