آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦٢ - لامع سوم در معرفت افعال
چون معلوم شود كه آدمى زبده و سرّ عالم ملكوت است و مقصود از ايجاد كون اوست و او[١] مركب است از هر دو عالم، همچنين بداند كه خطرات روحانى و حركات جسمانى او همه فعل حقّ است- تعالى و تقدس- وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ[٢] ذات او را و عوارض و احوال ذات او را، نفس، به نفس قدرت و ارادت ايجاد مىكند فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها[٣].
|
تو آلت فعلى و جز آن هيچ نهاى |
وز فاعل فعل جز نشان هيچ نهاى |
|
|
تو عالمى و مراد از عالَم تو |
چون درنگرى از آن ميان هيچ نهاى |
|
امّا به حكم آن كه مجراى آن افعال و احوال اوست، حوالت فعل بدو مىكنند، او مىكند و او نمىكند، او مىگويد و او نمىگويد، فاعل على الحقيقه حق است و تغيّر و انفعال آدمى راست وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى[٤].
بيت
|
كار ارچه به من نيست ولى بى من نيست |
فاعل، جان است و فعل او بى تن نيست |
|
اينجا درياى جبر و قدر در تلاطم است و برزخ شرع در ميان هر دو حايل مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ[٥] اگر به خود اضافت
[١] - ص:- او.
[٢] - سوره صافّات( ٣٧)، آيه ٩٦.
[٣] - سوره شمس( ٩١)، آيه ٨.
[٤] - سوره انفال( ٨)، آيه ١٧.
[٥] - سوره رحمن( ٥٥)، آيه ١٩.