آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦٤ - لامع سوم در معرفت افعال
بيت
|
سرّى به زبان روح نتوانم گفت |
حرفى به دو صد صبوح نتوانم گفت |
|
|
و ربّ جوهر علم لو أبوح به |
لقيل لي أنت ممن يعبد الوثنا |
|
|
و لاستحل[١] رجال مسلمون دمى |
يرون أقبح ما يأتونه حسنا[٢] |
|
هر لحظه تقدير زمام اختيار از دست مىربايد وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ**[٣] أرجع إلى ما كنّا بصدده من ذكر بقية الأفعال.
١٥. و همچنين ارواح نارى كه ايشان را «جنّ» و «شياطين» گويند، به تقسيم عام هم از ملكوت اسفلند. بعضى را از ايشان بر نوع انسان مسلط كردهاند و ابليس سيّد و رئيس ايشان است و دانستن سرّ تسلّط ايشان بر جنس انس از شعب سرّ قدر است. و بعضى از ايشان قابل تكليفاند و مخاطب به وحى الهى[٤] «كما نطقت به الشريعة الحقة»[٥].
[١] - ل:- و لاستحل ... حسنا.
[٢] - چه بسيار گوهر دانش كه اگر آشكار كنم، به من گفته خواهد شد كه تو از كسانى هستى كه بت مىپرستند. و مردان مسلمانى خون مرا حلال خواهند شمرد، در حالى كه زشتترين كارى را كه انجام مىدهند، نيكو مىبينند.
ابن عربى در الفتوحات المكية، ج ١، ص ٢٠٠، اين اشعار را از على بن الحسين زين العابدين عليهما السّلام نقل كرده و گفته است كه نمىداند از سخن اوست يا بدانها تمثل جسته است. اشعار به نقل ابن عربى چنين است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٣] - سوره تكوير( ٨١)، آيه ٢٩.
[٤] - از ص ٤٩ عبارت:« همچنين سرّ لقد» تا اينجا از نسخه« پ» افتاده است.
[٥] - سوره انعام( ٦)، آيه ١٣٠؛ اشاره است به آياتى كه در اين مورد نازل شده است، از جمله يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي.