آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦٠ - لامع سوم در معرفت افعال
|
چون سرّ قدر طعمه ابدال شود |
اين جمله قال و قيل پا مال شود |
|
|
هم مفتى شرع را جگر خون گردد |
هم خواجه عقل را زبان لال شود |
|
و معلوم شود كه إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ[١] چه معنى دارد[٢]، همچنين سرّ لَقَدْ[٣] مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا[٤] از پرده به در آيد و محقّق گردد كه مصطفى صلّى اللّه عليه و اله چرا گويد كه: «الخير كلّه في يديك و الشرّ ليس إليك» با آن كه ذوق او صلّى اللّه عليه و اله گواهى مىدهد كه: «لا فاعل إلّا اللّه، لا، بل ما في الوجود إلّا اللّه».
|
اندر دو جهان به جز تو كس نيست كه هست |
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ[٥]. پس چون شايد كه در وجود بىارادت و قدرت او چيزى واقع شود؟ و اساطين حكمت چرا گفتهاند كه شرّ در وجود واقع نيست و آنچه ناقصان را شرّ مىنمايد، در قضا و قدر الهى بالعرض افتاده است لا بالذات و ادريس ٧ چرا گفته است[٦] كه: «يا اللّه المحمود في كلّ فعاله»[٧]
|
حاشاك حاشاك يا روحي فداك |
من فعل قبيح ينافي وجهك الحسنا[٨] |
|
[١] - سوره بقره( ٢)، آيه ٦.
[٢] - بقره: ٦.
[٣] - از اينجا تا ص ٥٣« به وحى الهى كما نطقت» از نسخه« پ» افتاده است.
[٤] - سوره آل عمران( ٣)، آيه ١٦٤.
[٥] - سوره قصص( ٢٨)، آيه ٨٨.
[٦] - ص: گويد.
[٧] - ص: الله المحمود في جميع أحواله.
[٨] - جانم به فدايت، تو از هر كار زشتى كه با روى زيبايت منافات داشته باشد، منزهى.