آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٥٣ - لامع سوم در معرفت افعال
«و قد تبيّن ذاتي حيث لا أين»[١]
بيت[٢]
|
ما را جز آن زبان، زبانى دگر است |
جز دوزخ و فردوس، مكانى دگر است[٣] |
|
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ[٤].
نظم[٥]
|
چون از ظلمات آب و گِل بگذشتيم |
هم خضر و هم آب زندگانى ماييم |
|
و چون به ملكوت رسيد، به عيان[٦]، خود را از خبر مستغنى گرداند كه «ليس الخبر كالعيان»[٧].
[١] - شيخ اشراق اين عبارت را از حلّاج دانسته است: سه رساله از شيخ اشراق، الألواح العمادية، ص ١٩، تصحيح نجفقلى حبيبى، چاپ انجمن فلسفه و حكمت ايران. چاپ سوم اين كتاب بسال ١٣٨٠ با عنوان« مجموعه مصنفات شيخ اشراق، جلد چهارم» توسط پژوهشگاه علوم انسانى منتشر شد و سخن حلاج در ص ٤٩ آمده است. قبلا اين عبارت به صورت مصرع شعرى از حلاج از تمهيدات عين القضات نقل شد.
[٢] - ل: نظم.
[٣] - در تمهيدات عين القضات، ص ٤، به اين صورت آمده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٤] - سوره انعام( ٦)، آيه ٧٥.
[٥] - ص، پ:- نظم.
[٦] - ص: عين.
[٧] - در تمهيدات، ص ٣٢١:« ليس الخبر كالمعاينة».