آفاق معرفت - صدر الدين قونوي، محمد بن اسحاق - الصفحة ٥٤ - لامع سوم در معرفت افعال
بيت[١]
|
دردى كه به افسانه شنيديم ز مردم |
از علم به عين آمد و از گوش به آغوش[٢] |
|
اكنون اگر چه احوال ملكوت در ملك نتوان گفت، امّا به حكم املاء وقت، اقتداء بسّنة الكمّل و العارفين على سبيل الإيجاز و الإجمال[٣]، به ارواح مهيّمه و اهل ملكوت اعلى و ملكوت اسفل و تميز ميان كرّوبيان و روحانيان، ايمايى كرده شود و على الله التوفيق و منه الهدايه و العصمة و لا حول و لا قوة إلّا باللّه[٤].
١٣. بدان- أوصلك الله الى أعلى مقامات العارفين[٥]- كه موجودات ملكوتى دو قسمند: قسمى آنند كه به عالم اجسام- بوجه من الوجوه- تعلّق تدبير و تصرف ندارند و ايشان را «كروبيان» خوانند و ايشان دو قسمند:
قسمى آنند كه از عالم و عالميان به هيچ وجه خبر ندارند «هاموا في جلال الله و جماله منذ خلقهم»[٦] و ايشان را «ملائكه مهيّمه» خوانند و مصطفى صلّى اللّه عليه و اله از ايشان چنين خبر مىدهد كه «إنّ للّه أرضا بيضاء مسيرة الشمس فيها ثلاثون يوما هي مثل أيام الدنيا ثلاثين سنه مشحونة خلقا
[١] - ل: شعر.
[٢] - پ: به گوش.
[٣] - به پيروى از سنت كاملان و عارفان به روش اختصار و كوته گويى.
[٤] - توفيق بر خداوند است و عصمت و هدايت از اوست و هيچ توان و قدرتى جز از خداوند نيست.
[٥] - خداى ترا به بالاترين پايگاههاى عارفان رساناد.
[٦] - از آن زمان كه آنان را آفريده است، در جلال و جمال حق حيراناند.