حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٨٧

هدف از نقل حديث جنبه سلبى آن است و آن اين است كه ديگران هيچ نوع سلطه‌اى بر مال مردم ندارند، هرگاه كسى بر مال كسى سلطه‌اى ندارد، قطعا بر جان او نيز به طريق اولى سلطه‌اى نخواهد داشت.

اين حديث با مضمون لفظى خود درباره اموال و با مفهوم اولوى خود درباره جان مى‌رساند كه خداوند، به هيچ‌كس چنين حق و سلطه‌اى نداده است، كه در اموال و جان مردم تصرف كند. شكى نيست كه اثر قطعى هر نظام، به هر شكل و گونه‌اى باشد، يك نوع سلطه بر جان و مال مردم است، اخذ ماليات و محدود كردن صادرات و واردات، اعزام به جهاد و احضار به خدمت و ... كه لازمه حفظ نظام است يك نوع ايجاد سلطه‌اى از غير، بر جان و مال ملت است و خدا چنين حقى را به كسى نداده است.

ولى از طرف ديگر حفظ نظام واجب است و اجراى حدود و حفظ حقوق، و پرورش استعدادها و لياقت‌ها كه از فرايض اجتماعى است و اسلام آن‌ها را از جامعه مى‌خواهد، بدون تشكيل حكومت ممكن نيست.

از ضميمه كردن اين دو مطلب (هيچ‌كس هيچ نوع سلطه‌اى بر جان و مال مردم ندارد، و حفظ نظام بدون ايجاد سلطه ممكن نيست) نتيجه مى‌گيريم كه تسلط هر فردى و گروهى بر اموال و نفوس مردم بايد به اذن و خواست خود آنان صورت بگيرد. و هر دولتى كه روى‌