حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٧٧

افراد جامعه انسانى، بسان دندانه‌هاى شانه هستند كه هيچ‌كدام بر ديگرى برترى ندارند. از اين جهت علتى ندارد، فردى و يا شورايى به سود فرد و يا گروهى و يا به ضرر فرد و گروه ديگر، قانونى بسازد و مردم را به پيروى از آن دعوت كند.

اكنون آياتى را كه به‌طور روشن گواهى مى‌دهند كه حق تشريع مخصوص خدا است مورد بررسى قرار مى‌دهيم.

١. إن الحكم إلّا للّه أمر أن لا تعبدوا إلّا إيّاه ذلك الدّين القيّم و لكنّ أكثر النّاس لا يعلمون. «١» «حكم و فرمان از آن خدا است، فرمان داده است كه جز او كسى را نپرستيم اين است دين استوار ولى بيشتر مردم نمى‌دانند.»

اين آيه هر نوع حكم و فرمان را از آن خدا مى‌داند. لفظ «حكم» يك معنى وسيع دارد كه تشريع و جعل قانون را نيز دربر مى‌گيرد، به گواه اين‌كه نتيجه مى‌گيرد و مى‌فرمايد: أمر أن لا تعبدوا إلّا إيّاه‌ يعنى اكنون كه هر نوع امر و نهى مخصوص خدا است چنين خدايى در مورد پرستش دستور داده است كه فقط او را بپرستيم.

قرآن مجيد، آن گروه را كه اساس داورى آنها را چيزى جز احكام الهى تشكيل مى‌دهد كافر، ظالم و فاسق خوانده است و در طى آياتى‌

______________________________

(١). يوسف/ ٤٠.