حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٥٩

لازم است، قدرى در اين مورد توضيح دهيم:

با توجه به توضيحاتى كه هم اكنون داده مى‌شود، مبرهن و روشن مى‌گردد كه چرا در سيستم حكومت اسلامى، علاوه بر اتكا به آراى عمومى آنهم بر طبق ضوابط، عنصر ديگرى به نام «ولايت فقيه» لازم و ضرورى است. ما از ميان دلائل گروناگون براى توضيح فلسفه لزوم چنين عنصرى به چند دليل زير بسنده مى‌كنيم:

١. ولايت فقيه و قوّه مقنّنه‌

در حكومت اسلامى قانون‌گذار خدا است، و جز او «ربى» و «سرپرستى» و تكليف‌كننده‌اى نيست و «توحيد در تقنين» يكى از مراتب توحيد است و نظام اسلامى بايد بر روى احكام الهى استوار گردد.

و به ديگر سخن: قوانين حاكم بر جامعه و اصولى كه خطوط اصلى نظام را ترسيم مى‌كند، بايد از جانب خداوند باشد و در غير اين صورت، حكام، به حكم قرآن كافر و ظالم و فاسق خواهند بود. «١» روى اين اساس، ضرورت حضور فقيه، در قوّه مقنّنه از دو نظر روشن مى‌گردد:

١. از نظر شناخت قوانين اسلام كه از نخستين لحظه تشريع تا

______________________________

(١). سوره مائده، آيه‌هاى ٤٤، ٤٥، ٤٧.