حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٢٠
دورهها انديشمندان شيعه پيرامون حكومت اسلامى، به بحث و گفتگوى جامع كه پاسخگوى همه پرسشها باشد، نپرداختند.
رسوبات انزواى قرون گذشته سبب شد كه آنان حتى در موقع بط قدرت به فكر احياى ضوابط و معيارهاى حكومت اسلامى نيفتند، و براى تشكيل دولت صددرصد اسلامى قيام نكنند، و شايد هم احساس مىكردند كه اگر با قدرتهاى موجود، درگير شوند، و اصرار ورزند كه آنان بر طبق موازين و معيارهاى اسلامى رفتار نمايند همين حكومت موقت كه حافظ شعار و آرم تشيع هست نيز دستخوش حوادث شود و از بين برود و سرانجام كار به جنگ داخلى، و خونريزى بكشد.
قرن چهاردهم اسلامى، قرن آزادى ملتها
قرن چهاردهم اسلامى، عصر طلوع خورشيد آزادى بود. در اين قرن، ملتهاى در بند، به تدريج آزاد شده و آزداى و استقلال خود را باز يافتند هرچند اين آزادىها به حد كمال خود نرسيده بكله در مسير شكوفايى قرار گرفته است.
كوششهاى ثمربخش مجاهد بزرگ مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادى و موضعگيرىهاى سرسختانه وى در قبال حكومتهاى غربى، شرق و شرقيان را تكان داد، و سبب شد كه ملل اسلامى، به سوى ارزشهاى راستين آيين خود باز گردند، و به عمر حكومتهاى