حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٢٧

هر فردى را به اجل خود برساند، به وسيله اين حاكم ماليات جمع گردد، با دشمن نبرد شود، و راه‌ها ايمن گردد، و حق ناتوان از نيرومند گرفته شود، نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران در امان باشند».

با اين بيان، و با يك محاسبه و مطالعه اجتماعى، روشن مى‌شود لزوم تشكيل دولت، در نظر عقل و خرد، يك پديده ضرورى و اجتناب‌ناپذير اجتماعى است كه از آن چاره و رهايى نيست.

پندار خلأ رهبرى و پيامدهاى زيانبار آن‌

در جنگ «احد» حساس‌ترين فراز تاريخ اسلام فرا رسيد، دشمن به شايعه‌سازى پرداخت و پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و اله و سلم را كشته اعلام كرد. در اين لحظه كه مسلمانان خود را بدون رهبر احساس كردند به فكر عقب‌گرد به دوران جاهيليت افتادند و به يكديگر گفتند ديگر براى چه جنگ كنيم؟ پيامبر كه كشته شد. در اين هنگام آيه زير در توبيخ اين گروه فرود آمد:

و ما محمّد إلّا رسول قد خلت من قبله الرّسل أفإن مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضرّ اللّه شيئا و سيجزى اللّه الشّاكرين. «١»

______________________________

(١). آل عمران/ ١٤٤.