حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٨٦
٣. تشكيل حكومت، پس از رحلت پيامبر صلى اللّه عليه و اله و سلم
پس از پيامبر گرامى صلى اللّه عليه و اله و سلم امت اسلامى تصميم گرفت كه رئيس دولت را برگزيند و قدرتها را از طريق گزينش به دولت اسلامى منتقل سازد. اين تصميم گواه بر اين است كه اگر رئيس منصوصى از جانب خدا بر مردم تعيين نشده باشد، راه منحصر به فرد در نظر آنان گزينش رئيس از طرف افكار عمومى بوده است نه راه ديگر.
آنان اگر چه در گزينش امام از طريق ملت راه خطا رفتند زيرا به حكم احاديث قطعى، پيامبر جانشين خود را تعيين كرده بود، ولى اين گزينش هرچند به صورت بسيارنيم بند و خدشهدار اين فايده را دارد كه ثابت مىكند كه اگر امام تعيين شده از جانب خدا در كار نباشد، راه سومى وجود ندارد و راه، منحصر به انتخاب رئيس از طريق مردم است. (دقت فرماييد)
٤. استقلال مالى و جانى افراد
يكى از مسلمات فقه اسلامى اين است كه هر فردى بر مال خود تسلط دارد و اين حكم مضمون حديثى است كه پيامبر گرامى به صورت متواتر نقل شده است و آن عبارت است از:
«النّاس مسلّطون على أموالهم.»
«مردم اختيار اموال خود را دارند.»