حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٣٦
محرمات عمل گردد. «١» امير مؤمنان عليه السّلام هنگامى كه براى سركوبى پيمانشكنان عازم بصره بود، در نقطهاى به نام «ذى قار» فرود آمد. ابن عباس مىگويد وارد خيمه امام شدم. ديدم مشغول دوختن پارگى كفش خود مىباشد، امام رو به من كرد و گفت:
ارزش اين كفش چه اندازه است؟
گفتم: به قدرى فرسوده و كهنه است كه ديگر قيمت ندارد.
امام در پاسخ فرمود:
«و اللّه لهي أحبّ إلي من إمرتكم إلا أن أقيم حقّا أو أدفع باطلا». «١» «به خدا سوگند، اين كفش (كه از ليف خرما بوده است) از حكومت بر انسانها نزد من خوشتر است مگر اينكه در سايه آن حقى را اقامه كنم يا باطلى را دفع نمايم».
آنان كه از تشكيل اصل دولت و يا تشكيل حكومتهاى اسلامى، بيمناك و وحشت زده هستند يا از اهداف دولتهاى صالح
______________________________
(١). اللّهمّ إنّك تعلم انّه لم يكن ما كان منا تنافسا فى سلطان، و لا التماسا من فضول الحطام، و لكن لنرى المعالم من دينك، و نظهر الاصلاح فى بلادك، و يا من المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و أحكامك. تحف العقول، ص ٢٣٩، ط انتشارات جامعه مدرسين، غفارى.