حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٤٦
النّاس بالحقّ و لا تتّبع الهوى. «١» «اى داود! ما ترا در روى زمين نماينده خود قرار داديم تا در ميان مردم به حق داورى كنى و از پيروى هوا و هوس بپرهيزى».
اين آيه هرچند مربوط به قضاوت و داورى است ولى نفوذ سخن او در محيط داورى از ولايت و حكومت وسيع او سرچشمه مىگيرد، و حكومت و فرمانروايى را نيز در بر مىگيرد، زيرا گذشته بر اين نفوذ حكم قاضى بدون داشتن سلطه و حكومت مقتدر، امكان پذير نيست و در زمان حضرت داود، سلطه قضاوت از سلطه حكومت جدا نبود، همگى مىدانيم كه حضرت داود، از حكومت بسيار نيرومندى برخوردار بود چنانكه مىفرمايد:
و قتل داود جالوت و آتاه اللّه الملك و الحكمة و علّمه ممّا يشاء و لولا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الأرض. «٢» «داود جالوت را كشت خدا به او سلطنت و حكمت داد، و آنچه كه مىخواست، به او آموخت. اگر برخى از مردم را با برخى ديگر، از بين نبرد، روى زمين را فساد مىگيرد».
______________________________
(١). ص/ ٢٦.
(٢) بقره/ ٢٥١.