حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٩

حكومت‌ها از وجود عالمان و محققان اين گروه كمك نمى‌گرفتند، زيرا از نظر فكرى با آنها موافق نبودند.

از آنجا كه پيوسته از طرف حكومت‌ها در فشار بودند و اميدى به تشكيل حكومت مورد علاقه خود نداشتند،- لذا- كمتر به مسائل حكومتى پرداخته و بيشتر به بيان وضع موجود و تكاليف خود در برابر حكومت‌هاى جائر مى‌پرداختند. از اين جهت اين بخش از فقه شيعه از رشد قابل ملاحظه‌اى برخوردار نيست هرچند جسته و گريخته در لابلاى فقه اشاراتى به مسائل حكومت اسلامى هست.

در اين فاصله هرچند در برخى از نقاط، دولت‌هاى شيعى تأسيس گرديد مانند دولت حمدانى‌ها و فاطمى‌ها و ... ولى چون پايه‌گذاران برخى از آنها اثناعشرى نبودند، و برخى ديگر دولت مستعجل داشت، انديشمندان شيعه توفيق نيافتند كه پيرامون حكومت اسلامى و ضوابط و ويژگى‌هاى آن به بحث و گفتگو بپردازند.

برخى از اميران مغول مانند «خدابنده» رسما از مذهب شيعه ترويج مى‌كردند، و اصرار مى‌ورزيدند كه علماى شيعه را از اقطار جهان دور خود گرد آورند- مع الوصف- هيچ‌يك از اين حكومت‌ها رنگ و قيافه حكومت اسلامى نداشت.

در آغاز، قرن دهم با ظهور دولت صفويه جامعه شيعه در كشور پهناور ايران از قدرت فوق‌العاده‌اى برخوردار گرديد و تشيع مذهب رسمى مملكت اعلام شد. مع الوصف، در هيچ‌يك از اين‌