حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٥٣

وراثت بر مردم تحميل شده باشد، مصداق روش آيه ياد شده خواهد بود.

٢. حكومت اشراف و برگزيدگان‌

در يونان قديم: فيلسوفان سياسى مدعى بودند كه «اريستوكراسى» حكومتى است مركب از بهترين مردمى كه شايسته زمامدارى مى‌باشند. افلاطون در كتاب «جمهوريت» نوشته است:

كسانى كه از نظر اخلاق و فكر، بر ديگران برترى دارند، و مستقيما به نفع عامه حكومت مى‌كنند بايد زمامدار باشند، حكومت‌هاى آريستوكراسى يا اشرافى در عمل تعريف فلسفى خود را از دست داده در قرون بعد تنزل يافته حكومت كسانى شد كه اراضى زراعتى وسيعى به دست آوردند و مقامات دولتى را به انحصار خود درآوردند. «١»

٣. حكومت ثروتمندان‌

گروهى به دليل داشتن ثروت و دست‌يابى به سرمايه، به قدرت مى‌رسند و زمام امور به دست مى‌گيرند كه در اصطلاح غربى به آن «اوليگارشى» مى‌گويند.

اين گروه، حكومت خود را از طريق برترى اقتصادى توجيه مى‌كنند ولى بايد توجه كرد كه اين نوع از حكومت‌ها، اگر مورد حمايت مردم و گزينش و يا لااقل پذيرش مردم نباشند، يك نوع‌

______________________________

(١). دايرة المعارف فارسى مصاحب، ص ١١.