حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٥

مناقشات يهود و نصارى پاسخ بگويند؟

٤. آيا در يك جامعه قبيله‌اى (كه مردم از خود رأيى ندارند، بلكه تابع شيخ و رئيس قبيله هستند به گونه‌اى كه اگر رئيس رأى داد، همه بدون چون و چرا رأى مى‌دهند)؛- در چنين جامعه‌اى- دموكراسى معنى دارد كه پيامبر بعد از وفات خود حكومت را به مردم واگذار كند تا با حريّت و آزادى، رهبر خود را انتخاب كنند يا براى چنين جامعه‌اى تعيين رهبر آن هم از طريق پيامبر معصوم كه از خدا الهام مى‌گيرد؛ مقرون به صواب و واقع‌بينى است؟

٥. هنگامى كه پيامبر صلى اللّه عليه و اله و سلم چشم از جهان پوشيد، مثلث خطر، نظام اسلامى را تهديد مى‌كرد.

١. امپراتورى ايران از جانب شرق‌

٢. امپراتورى روم از جانب غرب‌

٣. ستون پنجم يعنى منافقان در داخل‌

اين از يك طرف، از طرف ديگر واگذارى تعيين حاكم به مردم، و اين‌كه مردم پس از درگذشت رهبر بزرگ، از طريق مراجعه به آرا، رهبر تعيين كنند، خود مشكل‌زا و اختلاف‌انگيز بود.

در اين صورت، مصالح اسلام و حفظ وحدت كلمه مسلمانان، و بسيج كردن همگان براى دفاع از خطرات داخلى و خارجى، ايجاب مى‌كرد كه با تعيين رهبر به اختلاف احتمالى پايان بخشد، تا آنان فقط با يك مشكل روبه‌رو شوند و آن خطر هجوم‌